{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اشتباه بزرگی بود درب فاحشه خانه ها رابستن

اشتباه بزرگی بود درب فاحشه خانه ها رابستن
آن زمان مردها مجبور نبودند برای تخیله ی یک حس حیوانی عشق را بهانه کنند با عشق وارد شوند دروغ بگویند
بعد اعتراف به اشتباه کنند
آن وقتها از یک رابطه ی پست شروع میشد وگاهی عاشق میشدند آب توبه ای میریختند و انسانی بیچاره وگمراه نجات پیدا میکرد
امروز چه ؟؟؟؟!!!! با یک رابطه ی خدایی به نام عشق آغاز میشود وبه مرور انسانی مظلوم و بیگناه تبدیل به محکوم بینوایی میشود که نمیداند جرمش چیست!!!
اشتباه بود درب فاحشه خانه ها را بستن
آن روزها فاحشه ای با مردانگی یک مرد نجات پیدا میکرد
این روز ها زنان بیگناه با نامردی مردان مرد نما نابود میشوند ....
دیدگاه ها (۷)

سایه ای در راهروهای نقره ای

فعلا نیک نیم نداره

پارت ۲۹ | درِ آخرقفل با صدای بلندی چرخید.تق!درِ آهنی آرام با...

#در_آغوش_شیطان🩸 خلاصهدر جهانی که مرز میان انسان‌ها و موجودات...

دلبر رئیس

فیککککککک های جدید

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ودوم: ماه و زخم‌ها---او رفت. در را کو...

_ «کای عزیزم. از روزی که رفتی شب های زیادی را بدون تو و گرما...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۳‌در انتهای تونل، در...

p4. باران هنوز بی‌وقفه می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط