اربابکیم

#ارباب_کیم ♣️

#پارت_71

+داشتم سمت پله ها میرفتم که از پشت کشیده شدم تو بغل تهیونگ.
با صدایی که بغض داشت داد زدم.

+ولم عوضی(بغض و داد)

منو برآید استایل بغل کرد هرچی داد میزدم ولم نمی‌کرد.
از پله ها بالا رفت روی تخت نشست منو توی بغل خودش گذاشت و سرمو روی سینش.

ــ:هیس ا/ت لطفاً بذار توضیح بدم.

+میخوای چیرو توضیح بدی؟
اینکه داری بهم خیا‌ن.........
با گذاشتن لباش رو لبام حرفم قطع شد.
دستمو گذاشتم رو سینش که از خودم جداش کنم ولی ول کن نبود.
و بعد از پنج مین ازم جدا شد.

ــ بنظرت من بهت خیانت میکنم؟

+نمی‌دونم(بغض)

ــ ا/ت میدونم تو دوران بارداری هستی زود گریت میگیره زود ناراحت میشی ولی تو هم منو درک کن.

+چرا همون اول بهم نگفتی؟

ــ چون اون موقع مطمئن نبودم که از پیشت برم یانه.
این فقط یه ازدواج قراردادیه اون دختر هم فقط اینجا زندگی می‌کنه.

+کی قراره بیاد اینجا؟

ــ فعلا معلوم نیست.

+آخه چرا هرکی که میخواد با کس دیگه ای توافق کنه میگه با دخترم یا پسرم ازدواج کن؟

ــ اگه فهمیدی به منم بگو.

+تهیونگااا

ــ جانم

+میشه برام توت فرنگی بیاری.

ــ ن....... چیزه نصف نصف.

+تو که هر روز میخوری این بار همشو بده من.

ــ خودمم می‌خوام.

+تو که حامله نیستی حوس کنی.

ادامه دارد.................♣️
دیدگاه ها (۱)

#ارباب_کیم ♣️#پارت_72ــ شایدم باشم.+با قیافه خنثی ای نگاش کر...

#ارباب_کیم ♣️#پارت_73+از فکر درومدم که دیدم تهیونگ زل زده به...

#ارباب_کیم♣️#پارت_70&ا/ت تهیونگ نمی‌خواد بره سفر.+پس چی؟&بای...

#ارباب_کیم♣️#پارت_69پرش زمانی به صبح +آروم از خواب بیدار شدم...

فیک مافیای سیاه من part 4

تک پارتی از تهیونگ

love Between the Tides²³م:شما چند وقته همو میشناسید؟ با سرعت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط