part 2
part 2
ساعت ۹ صبح بود سرینا و لیانا با کلی دوندگی بالاخره به دانشگاه رسیدن . سرینا مثله همیشه با استایل شیک و موهای باز وارد محوطه شد ، درحالی که لیانا هنوز داشت با بنده کفشش کلنجار میرفت
لیانا: وایساااا یه لنگه م بازه الان با مغز میخورم زمین
سرینا : چرا مثله ملخ کفه زمین نشستی بلند شو دیر شد
لیانا : بریم
ویو سرینا
وارد کلاس شدیم همه نگاه ها به سمت ما چرخید
استاد : ایم فکر کنم ساعت و با ساعت چین تنظیم کردین کجا بودین تا الان
سرینا : استاد ببخشید
استاد : ببخشید نشد حرف
لیانا : استاد سرینا خواب بود بیدار نمیشد به خاطره این دلیل دیر کردیم
استاد: اوو
زدم پس کله لیانا که سرش خورد به میز
لیانا : آی دردم اومد
سرینا : درک برو دعا کن که زندت گزاشتم
لیانا : خب حالا
چند دقیقه ای گذشت کلاس تو سکوت فرو رفته بود که صدای عجیب پخش شد
( من یه دختر شیطونم ، کیوتم ، مهربونم)
صدا از کیف سرینا بود
همون آهنگ احمقانه ای که لیانا گذاشته بود
لیانا از خند افتاده بود زیر میز
استاد : خوب خانم شیطون ، کیوت ،مهربون بیا شعر بخون
سرینا : استاد به خدا من نبودم خواهرم بود اون دیشب گوشیمو هک کرد
استاد : دو نفر ، دو نمره منفی بهتره برید بیرون
ویو حیاط
ویو لیانا
وارد حیاط شدیم که تا این که به نفر رو سره راهمون دیدیم دختره تازه وارد و استایل گرون موهاش هم شبیه گوسفند بود
اسمش سارا بود یا ا تا چشمش به ما خورد با صدای بلند گفت
این همون دختر کیوتس فکر کنم خواب دیدی یه بار دیگه آهنگت رو پخش میکنی کوچولو
سرینا اخم کرد ولی چیزی نگفت و از اون محوطه خارج شدیم
لیانا : بهتره بریم خونه
سرینا : ....
حس کردم دلش شکسته هیچ حرفی نمیزد
ویو خونه
دوتایی مون مثله جنازه ها افتادیم رو تخت
که صدای خنده ی سرینا بلند شد
سرینا : هه هه هه 😂
لیانا : به چی میخندی
سرینا : قیافش هه 😂
لیانا : کی
سرینا : سارا دماغ عملی
لیانا : هه هه هه 😂 آره تازه موهاش هم شبیه پشه گوسفند بود میشد باش بالشت درست کنی
سرینا انقدر خندید که اشکاش جاری شده بودن
صدای پیامک گوشیم اومد. رفتم طرف گوشیم و پیامو خوندم
( همیشه نمیتونی پیشه خواهرت قایم شی لیانا .... وقتشه که تنها با شی.)
ویو سرینا : همین طوری داشتم میخندیدم که نگاهی به لیانا کردم که یخ زده بود
سرینا: لیانا
لیانا : ....
سرینا : آهایییی
لیانا: بله
سرینا : نکنه دوست پسرت ولت کرد 😂
لیانا : عه خدا نکنه خفه شو
سرینا : چرا رنگت پریده
لیانا : هیچی ول کن
منتظره پارت بعدی باشید
ساعت ۹ صبح بود سرینا و لیانا با کلی دوندگی بالاخره به دانشگاه رسیدن . سرینا مثله همیشه با استایل شیک و موهای باز وارد محوطه شد ، درحالی که لیانا هنوز داشت با بنده کفشش کلنجار میرفت
لیانا: وایساااا یه لنگه م بازه الان با مغز میخورم زمین
سرینا : چرا مثله ملخ کفه زمین نشستی بلند شو دیر شد
لیانا : بریم
ویو سرینا
وارد کلاس شدیم همه نگاه ها به سمت ما چرخید
استاد : ایم فکر کنم ساعت و با ساعت چین تنظیم کردین کجا بودین تا الان
سرینا : استاد ببخشید
استاد : ببخشید نشد حرف
لیانا : استاد سرینا خواب بود بیدار نمیشد به خاطره این دلیل دیر کردیم
استاد: اوو
زدم پس کله لیانا که سرش خورد به میز
لیانا : آی دردم اومد
سرینا : درک برو دعا کن که زندت گزاشتم
لیانا : خب حالا
چند دقیقه ای گذشت کلاس تو سکوت فرو رفته بود که صدای عجیب پخش شد
( من یه دختر شیطونم ، کیوتم ، مهربونم)
صدا از کیف سرینا بود
همون آهنگ احمقانه ای که لیانا گذاشته بود
لیانا از خند افتاده بود زیر میز
استاد : خوب خانم شیطون ، کیوت ،مهربون بیا شعر بخون
سرینا : استاد به خدا من نبودم خواهرم بود اون دیشب گوشیمو هک کرد
استاد : دو نفر ، دو نمره منفی بهتره برید بیرون
ویو حیاط
ویو لیانا
وارد حیاط شدیم که تا این که به نفر رو سره راهمون دیدیم دختره تازه وارد و استایل گرون موهاش هم شبیه گوسفند بود
اسمش سارا بود یا ا تا چشمش به ما خورد با صدای بلند گفت
این همون دختر کیوتس فکر کنم خواب دیدی یه بار دیگه آهنگت رو پخش میکنی کوچولو
سرینا اخم کرد ولی چیزی نگفت و از اون محوطه خارج شدیم
لیانا : بهتره بریم خونه
سرینا : ....
حس کردم دلش شکسته هیچ حرفی نمیزد
ویو خونه
دوتایی مون مثله جنازه ها افتادیم رو تخت
که صدای خنده ی سرینا بلند شد
سرینا : هه هه هه 😂
لیانا : به چی میخندی
سرینا : قیافش هه 😂
لیانا : کی
سرینا : سارا دماغ عملی
لیانا : هه هه هه 😂 آره تازه موهاش هم شبیه پشه گوسفند بود میشد باش بالشت درست کنی
سرینا انقدر خندید که اشکاش جاری شده بودن
صدای پیامک گوشیم اومد. رفتم طرف گوشیم و پیامو خوندم
( همیشه نمیتونی پیشه خواهرت قایم شی لیانا .... وقتشه که تنها با شی.)
ویو سرینا : همین طوری داشتم میخندیدم که نگاهی به لیانا کردم که یخ زده بود
سرینا: لیانا
لیانا : ....
سرینا : آهایییی
لیانا: بله
سرینا : نکنه دوست پسرت ولت کرد 😂
لیانا : عه خدا نکنه خفه شو
سرینا : چرا رنگت پریده
لیانا : هیچی ول کن
منتظره پارت بعدی باشید
- ۴.۰k
- ۱۹ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط