{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آرامشم

آرامشم
آرامشت را بهم میزند
می دانم
تو در فکر حماسه بودی بعدِ رفتنت
و من تنها
درون خویش جنگ آوری کرده ام
یک سرزمین آرام
از نگاه تو
یک قبیله شورشیان آشوب طلب
در من...
دیدگاه ها (۲)

هیچکس خودش انتخاب نکرده که با چه قیافه ای تو چه خانواده ای و...

...

گاهی اوقات"قرار است که در پیله ی درد"نم نم ک "شاپرکی" خوشگل ...

امروز نبودی ... اما خیلی چیزها بود ... من بودم ... باران بود...

دو پارتی از نامجون.---پارت ۱هق...هق...«چرااا...»صدایت از بس ...

در میان خاکستر و زمرد

پارت ۱۴ .... اعتراف

⁨گاهی آدم کسی را از دست نمی‌دهد؛خودش رالابه‌لای دوست‌داشتنی ...

𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌Part 1هزار سال بود که بین سرزمین آسما...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۴: «جنگ...

جنگل نفرین شده پارت ۲۱

🖤 پارت ۳۵ | «اتاق بازجویی»کوک پشت میز نشسته بود.مأمور پرونده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط