{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دعوت من بر تو آن شد کایزدت عاشق کناد

دعوت من بر تو آن شد کایزدت عاشق کناد
بر یکی سنگین دل نامهربان چون خویشتن

تا بدانی درد عشق و داغ هجر و غم کشی
چون به هجر اندر بپیچی پس بدانی قدر من

رابعه قزداری
دیدگاه ها (۷)

تا در ره عشق آشنای تو شدمبا صد غم و درد مبتلای تو شدملیلی‌وش...

بر عشق توام، نه صبر پیداست، نه دلبی روی توام، نه عقل بر جاست...

دگر از درد تنهایی، به جانم یار می‌بایددگر تلخ است کامم، شربت...

هر که در عاشقی قدم نزده استبر دل از خون دیده نم نزده استاو چ...

آن‌که رخسار تو را این همه زیبا می‌کردکاش از روز ازل فکر دل م...

شعر و چارپاره

هیچ مپندار مرا از گذرِ تلخِ زماندر آینه پیر شدم و در دلم جوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط