{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بزرگ تر شده ام ....

بزرگ تر شده ام ....

چیزی که مرا نکشت ....

قوی ترم کرد ....

به نیمه ی پر لیوان نگاه کن ....

"این منم! دختری که گریه نمیکند"

خاطراتم را زنده به گور کرده ام ....

و خودم را که دوستت داشت ....

از پنجره ای که گریه میکرد ....

به خیابان انداختم ....

حالا به منی که دوستت ندارد بگو ....

"چگونه غم ها مرا نمیکشند؟!"

وقتی در انعکاس تمام آینه ها ....

دستی که مرا بغل کرده است ....

نبودن توست....

چیزی نگو ....

به نیمه ی خالی لیوان نگاه کن ....

"این منم ، دختری که گریه نمیکند"
دیدگاه ها (۱۴)

این جـُمعــِه . . .از آن جـُمعِه هایی ـست . . .که میخواهــم ...

تـــو خستگـی را . . .لای انگشتـانـت دود میکنـی . . .مـن زنــ...

دقـیقا کجایِ زندگیِ من ایسـتاده ای ...که هرچقدر نگـاه میکنم ...

درد را هزاربار هم ....از آخر به اول ...از اول به آخر بخوآنی ...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۰۷شري سریع گفت:چشم.. و رفت تو...

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ پـــ...

همخونه اجباری... پارت ۱۶۰"پایانی"«ویو جئون جونگ‌کوک»شب...همه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط