{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"وصیت"

"وصیت"

وقتی سنگین بشه خوابم
قدِ خاکای یه چاله،
وقتی که این تنِ مغرور
تو یه چاله شد مُچاله،

دیگه چی می‌مونه از من
جز ترانه‌های کاری
غیرِ نقشِ یه تبسم
تو یه عکسِ یادگاری.

می‌دونم... دستای خالیم
سقفِ امنِ تو نبودن!
مهلتی نبود برای
عاشقانه‌تر سرودن

توی خون‌بارشِ این شب
فرصتِ معجزه کم بود
دستای ترانه‌سازم
زیر ساطور ستم بود

من بدهکارم به چشمات
بهترین ترانه‌ها رو
شعرای بدون ترسو
خوش‌طنین‌ترین صدا رو

واسه تو باقی می‌ذارم
آرزوهای قشنگو
آرزوی یه جهانِ
تازه‌ی بدونِ جنگو

آرزوی اتحادِ
صدتا دستِ بی‌صدا رو
آرزوی انقراضِ
سلطه‌ی مترسکا رو

من بدهکارم به چشمات
بهترین ترانه‌ها رو
شعرای بدون ترسو
خوش‌طنین‌ترین صدا رو.
دیدگاه ها (۱)

،

"حبه ی انگور"بزغاله‌ ی سیاهیکه قصه‌ نویسدر قصه‌ اش چیزی از آ...

.

از وقتی اومدی تو زندگیم کنارت غرق حال خوبمباتو لحظه هام بهم ...

استی: لینو، بگو... این حرکت 🤙🏻 یه اسپویلره، نه؟ پادشاه اسپوی...

از آرمیها میخوام که این متن رو پخش کنن تا به دست RM برسه

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت دهم: مهمونِ ناخوان...

✨ روتینِ سلامتِ من برای امروز ✨امروز تصمیم گرفتم یه ترکیب جا...

''فرشته‌ها روی زمین همیشه پیدا نمی‌شن، فرشته‌ها تو خونه‌ی زم...

پارت: 11 (بخش3) **زاویه دید: زین**ساعت چهار عصر بود. وقتی دس...

پارت: 15 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*تو چشم‌هام زل زد و خیلی آر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط