{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از سیاهی شب پرسیدم برای عشقم که تنهام گذاشت چه بنویسم ؟؟؟

از سیاهی شب پرسیدم برای عشقم که تنهام گذاشت چه بنویسم ؟؟؟

.

.

.

.

.

.

.

گفت بگیر بكپ بابا مرده شور تو و عشقتو ببرن!!!

اصن از سیاهی شب توقع نداشتم ...!

♣♧♣♧


زن همراه دوست پسرش توی تخت بودند که شوهرش وارد خونه شد!
زن به دوست پسرش گفت:
بیا اینجا کنار دیوار وایسا!
بعد با عجله به بدنش اسپری رنگ پاشید و
بهش گفت:از اینجا تکون نخور تا بهت بگم!
تو مثلا مجسمه ای!
وقتی شوهر زن وارد اتاق شدپرسید: این چیه؟
زن: این یه مجسمه است! شهناز دوستم یکی مثل این داشت؛ منم خوشم اومد و یکی واسه خودمون خریدم!
شوهر دیگه چیزی نگفت و هر دو رفتن خوابیدن!
ساعت دو صبح شوهر از تخت در اومد و رفت آشپزخونه و با یه ساندویچ ویه قوطی نوشابه برگشت توی اتاق!
بعد به مجسمه گفت: بیا اینارو بگیر، بخور.
میفهمم چی میکشی! خود من مجبور شدم دو روز تمام بی حرکت توی خونه ی شهناز بایستم؛
در حالیکه هیچکس هم چیزی نداد من بخورم...!
(کلید اسرار) :)) )
دیدگاه ها (۲۳)

تصویری ازورودآدمیان به بهشت وجهنمبچه هاتوروخدایک دقیقه صحبت ...

هنوزم چشم تو برامن جام من جام شرابه......هنوزم هستی من قصه ر...

دختر بهم پی ام داده ماشین که عکسش تو پروفايلته مال خودته؟ گف...

اگه يه نفر ازت پرسيد چقد دوستم داري؟بگو اندازه اي که هستياگه...

*غمگین‌ترین کلیپی که امشب میتونید ببینید؛ صحبتهای این آقا وق...

غمگین‌ترین کلیپی که امشب میتونید ببینید؛ صحبتهای این آقا وقت...

پارت ۳ خوابم می‌امد حوصله حرف زدن حتی با بهترین دوستم هم ندا...

پارت چهاردهم🧡💚قلبی که به تو تعلق داره باکودکو باکوگو: ...

پارت ۶ساعت ۱۱ شب_جیمین:بعد از اون اتفاق ها پسرا پیشنهاد دادن...

ددی خون آشام من

پارت ۲۳رزا وقتی برگشت، شهر چراغونش روشن شده بود. کلید روبه‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط