{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بغض پریشان من امشب شانه می خواهد

بغض پریشان من امشب شانه می خواهد
یک تکیه گاه محکم و مردانه می خواهد

بغض نفس گیری نشسته در گلو امشب
شمعی که می سوزد دلش پروانه می خواهد
از یاد تو هر شب دل من قصه می سازد
باز آ که شبهای دلم افسانه می خواهد

امشب دل مجنون من با عقل می گوید
لیلا شدن امشب دل دیوانه می خواهد

تنهای تنها مانده با گلپونه های غم
امشب دل غمگین من همخانه می خواهد


دریای توفانی و نا آرام قلب من
آغوش آرام تو را جانانه می خواهد


امشب پر از باریدن باران احساسم
بغض پریشان من امشب شانه می خواهد
دیدگاه ها (۴)

ای شمع شب افروزم پروانه نمی خواهیدل گشته خراب تو ویرانه نمی ...

#ی شمع شب افروزم پروانه نمی خواهیدل گشته خراب تو ویرانه نمی ...

من خمارم، از لبت پیمانه میخواهم که نیستدر دلِ آغوشِ تو کاشان...

‍ هرکس که چو من دلبر جانانه نداردشمعی ست که می سوزد و پروانه...

ساز خود را کوک کن امشب پریشان خاطرم.......زخمه بر جانم بزن ت...

ساز خود را کوک کن امشب پریشان خاطرمزخمه بر جانم بزن تا پای ج...

ساز خود را کوک کن امشب پریشان خاطرم.......زخمه بر جانم بزن ت...

ساز خود را کوک کن امشب پریشان خاطرم.......زخمه بر جانم بزن ت...

ساز خود را کوک کن امشب پریشان خاطرمزخمه بر جانم بزن تا پای ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط