Love and hat
Love and hat
پارت۲
{ویو سانا}
سلام الان من و ا.ت ۱۹ سالمونه بیاین باهم ببینیم چه اتفاقاتی در گذشته افتاد
{فلش بک به سه سال پیش}
{ویو ا.ت}
از وقتی یونگی رفت خیلی ناراحت بودم ولی هر روز ۶،۷ به هم دیگه زنگ میزدیم و این باعث خوشحالیم بود البته یکی دیگه از دلایل خوشحالیم سانا بود
{ویو ادمین}
امروز ۱۵ روز از وقتی یونگی رفته گذشته دخترک داستان ما(ا.ت) صبح از خواب بیدار شد با فکر اینکه ۱۵ روز به این زودی گذشت ۱۵ روز دیگه هم میگذره با ذوق به برادرش زنگ زد اما در دسترس نبود ا.ت با خودش گفت حتما الان یه جاییه که گوشیش در دسترس نیست و بعد زنگ میزنم اما دخترک هر زمانی زنگ میزد دوباره همون جمله از گوشیش اکو میشد دخترک بعد از اون اتفاق افسرده شد
{ویو سانا} (دوستان هنوز توی فلش بکیم)
از وقتی دیگه گوشی یونگی در دسترس نبود ۱۵ روز میگذره یعنی الان ۱ ماه شده ا.ت افسردگی کامل گرفته تا الان ۶۸ بار خودکشی کرده اما خدا رو شکر هیچ وقت موفق نبود
ولی ا.ت به دختری سرده سرد و مثل گذشته بازگشت حتماً براتون سواله که تو گذشته چطور بوده ا.ت هر روز فقط تمرین میکرد تمرین بوکس،تکواندو،کارته و بقیه ی مهارت های رزمی و تبدیل به دختری شده که دوباره دیدن کیوت بودنش و بامزه بودنش برات رویا شده
{پایان فلش بک}
{ویو ا.ت}
از تمرین برگشتم که زنگ در خورد.....
پارت۲
{ویو سانا}
سلام الان من و ا.ت ۱۹ سالمونه بیاین باهم ببینیم چه اتفاقاتی در گذشته افتاد
{فلش بک به سه سال پیش}
{ویو ا.ت}
از وقتی یونگی رفت خیلی ناراحت بودم ولی هر روز ۶،۷ به هم دیگه زنگ میزدیم و این باعث خوشحالیم بود البته یکی دیگه از دلایل خوشحالیم سانا بود
{ویو ادمین}
امروز ۱۵ روز از وقتی یونگی رفته گذشته دخترک داستان ما(ا.ت) صبح از خواب بیدار شد با فکر اینکه ۱۵ روز به این زودی گذشت ۱۵ روز دیگه هم میگذره با ذوق به برادرش زنگ زد اما در دسترس نبود ا.ت با خودش گفت حتما الان یه جاییه که گوشیش در دسترس نیست و بعد زنگ میزنم اما دخترک هر زمانی زنگ میزد دوباره همون جمله از گوشیش اکو میشد دخترک بعد از اون اتفاق افسرده شد
{ویو سانا} (دوستان هنوز توی فلش بکیم)
از وقتی دیگه گوشی یونگی در دسترس نبود ۱۵ روز میگذره یعنی الان ۱ ماه شده ا.ت افسردگی کامل گرفته تا الان ۶۸ بار خودکشی کرده اما خدا رو شکر هیچ وقت موفق نبود
ولی ا.ت به دختری سرده سرد و مثل گذشته بازگشت حتماً براتون سواله که تو گذشته چطور بوده ا.ت هر روز فقط تمرین میکرد تمرین بوکس،تکواندو،کارته و بقیه ی مهارت های رزمی و تبدیل به دختری شده که دوباره دیدن کیوت بودنش و بامزه بودنش برات رویا شده
{پایان فلش بک}
{ویو ا.ت}
از تمرین برگشتم که زنگ در خورد.....
- ۱۶۵
- ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط