{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Bear town

Bear town
part 11
ا/ت
رفتیم خونه و با همون لباسا خودمونو پرت کردیم رو‌تخت و بیهوش شدیم
وقتی بیدارشدم بنی داشت میرفت تمرین
پیشونیم رو بوسید و پاشو از در خونه بیرون گذاشت گفت
"وقتی بهت زنگ زدم بیا بیرون"
باشه ای زیر لب گفتم و دوباره خوابم برد

وقتی چشمامو باز کردم یک ربع مونده بود تا تمرین تموم بشه با سرعتی که خودمم باورم نمیشد پریدم زیردوش و یک‌دوش ۱۰ مینی گرفتم و موهامو سشوار کشیدم همینطور که سشوار میکشیدم با دست دیگه ام به سختی لباس میپوشیدم که بنی زنگ زد آماده ای
ا/ت:آرههه
بنی: *قهقه خندیدن* میتونم حدس بزنم الان تو چه موقعیتی هستی
ا/ت: زهرماار
بنی: ببین من الان دارم راه می افتم تک زنگ زدم بیا پایین
ا/ت: باشه
دیدگاه ها (۰)

Bear town part 11*کنار دریاچه*ا/تپیارسال ما همگی به طور اتفا...

bear town part 12ا/ت: بنی؟بنی: بله؟ا/ت: خوبی؟.. رنگت پریدعمی...

یکیم حمایت هاتونو زیاد کنید و کامنت بزارید چیزی ازتون کم نمی...

Bear town part 10بنیامینبعد اسکیت کردن دیدیم ساعت سه ظهره و ...

Bear town part 5ا/تآلیشا تو بغلم خوابش برده بود انا گفتش که ...

bear town part 13ا/تبچها الکل میخوردنآنا آهنگ میزاشت و همه م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط