{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگر آمدی،،آرام بیا

اگر آمدی،،آرام بیا
من زده ام خود را!!
به خوابی که مرا باخود ببرد.........

انجا که همیشه هستی
جور میکشند چشمانم
پا به پای افتاب و ماه!!
بیداری تراژدی تلخی ست
تو از بی خوابی چه میدانی؟!

آمدی!! آرام بیا،،بعد آرام برو..........
گاهی رفتنت چنان غوغایی به پا میکند
از هزار نیامدن بهتر است!!

صدایم نکن!
بیدارم نکن!
غمبادی به سنگینی دو سال تنهایی
گلویم را گرفته!!
بگذار باز نکنم چشمانم را..........
تا نبینی،خون به نگاه دویده ام را

تمام شب را کنار بازوهایم بمان
بگذار یک شب تا صبح
بدانم هستی...........

هنوز کابوس تلخ رفتنت بامن است!!
تو را هر شب هی می برد.........
اگر آمدی و خیال نبودی!!
نرو این بار.........!!

بگو به تار موهاییم قسم
که میمانی..
که هستی..
برای همیشه اینجایی..

بگو باز کن چشمانت را،،باور کن آمدنم را
من سادهام،،زود باورم!!
باز میکنم چشمان به زور بسته ام را.......
تا نگاه کنم بودنت را!!
حجم خوب داشتنت را........!!
دیدگاه ها (۱۶)

فیک : بین راندها

چندپارتی تهیونگ

بار مثل هر شب شلوغ بود؛ نورهای قرمز و بنفش روی دیوارها می‌رق...

پارت شش

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهفتم: کسی که ماند---از مهمان‌خانه رف...

🖤 پارت ۷ | «فرار از حقیقت»چند ثانیه...هیچ‌کس حرف نزد.صدای آژ...

ᴅᴇᴄᴇɪᴛفـریـبــᵖᵃʳᵗ-⁹⁴با شنیدن صدای جونگکوک انگار برق گرفته ب...

پارت ۴۱ — چیزی که باقی مانده بودقصر آن شب بیش از همیشه ساکت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط