{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت دوازدهمدوستی غیر منتظره

پارت دوازدهم:دوستی غیر منتظره
(Rose)
دلین ۲۶ سالش بود. ۲ سال از سولار بزرگتر محسوب میشد. یجورایی براش خواهر بزرگتر بود.
اون یه وکیل کاربلد بود که دیدن خندش از عجایب جهان بود و نصیب هر کسی نمیشد!
کم پیش میاد خوش اخلاق باشه.
معمولا هر کسی که پاش به دادگاه بکشه و طرف مقابلش دلین باشه،حتی اگه جرمی نکرده باشه حبس ابد رو قبول میکنه!نه که دلین ترسناک باشه. فقط یکمی بد اخلاقه.
ولی با سولار نه.
خانوادش ۲۲ سال پیش توی تصاف از دنیا رفتن.
دلین یه برادر دوقلو داره که توی آمریکا زندگی میکنه.
از نظر شغلی از اون دسته آدماییه که معتاد به کاره.
کلا استایلش کت و شلواره.
توی کمدش لباس مجلسی گیر نمیاد.
اون و سولار کاملا بر عکس همن،برای همین هم بود که سولار اون رو به عنوان دوستش پذیرفت.
تا بتونن عیب های همدیگه رو بپوشونن.
دلین واقعا به سولار وابسته شده.
اونم از وقتی که فهمیده داره خاله میشه.
خاله یه دختر کوچولوی بامزه که سولار از همین الان معتقده به خودش رفته.
تهیونگ هم از وقتی فهمیده داره بابا میشه شبا خواب به چشمش نمیاد.
مداما به دنبال اسم برای دخترش می گرده.
این از نقش های فرعی!
سولار داره مامان میشه!
دل تو دلش نیست دختر کوچولوش رو بغل کنه.
طبق گفته های دکتر دختر خانم ما که هنوز نیومده عزیزکرده شده،حدود ۱۷ روز دیگه بدنیا میاد.
تهیونگ همه ی تلاشش رو میکرد تا این هفته های آخر کنار بچش باشه.
ولی یونگ شی خبر داشت‌!
خبر داشت که داره نوه دار میشه و با این حال،همه ی کار ها رو ریخت سر تهیونگ.
درسته سولار مال خانواده کیم نبود و روابط اونها خیلی وقت پیش تموم شده بود.
ولی این کینه ی شدید به خاطر چی بود؟
خانواده ی کیم خبر داشت که نوه ی دختری در راهه اما کسی توی این سه سال حتی به سولار زنگ هم نزد.
توی این سه سال لی یور،مادربزرگ تهیونگ از دنیا رفت. ظاهرا زندگی خیلی براش سخت بود.
دیدگاه ها (۰)

پارت سیزدهم:آموزش های اولیه(Rose)به صفحه ی گوشی خیره شد.از و...

پارت یازدهم:سرآغاز دفتری به نام زندگی(Rose)۳ سال بعد.۵ فوریه...

پارت دهم:نوری در چشمان او(Rose)دستی به لباس سفید رنگ و بلندش...

راز یک وکیل مدافع♟️پارک سویون، وکیل مدافع کاربلدی که توی همه...

^رُمــــآنـــــ^ | [نــِفــرتـــ وَ عِــشــقـــ] ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط