{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت دوم

پارت دوم

تو: باز یه روز خسته کننده باید برم دانشگاه
تو رفتی دانشگاه بعد دانشگاه رفتی بار و اونجا یکی بهت خیلی نگاه میکرد و تو رفتی پیشش
مکالمه ی تو مرده یعنی کارن
تو: اقا بد بد نگاه میکنی میخوای چشاشتو در بیارم
نویسنده: سیسی گنگش بالاست
کارن به بادیگارد هاش گفت ببریدش
تو: کجاااااا ولم کنید ترخدااااااا🥺
کارن: قبل از اینکه اون حرف هارو بزنی باید بهش فکر میکردی
تو: اصلا گفتم خب گفتم میخوای چه گوهی بخوری تهش میبری من و میکشیم دیگه
ادامه در پارت بعد
دیدگاه ها (۰)

پارت سوم کارن تورو برد داخل عمارتشتو توی ذهنت: تا از اینجا ...

پارت اول رمان نقش اصلی ها جونگ کوک اسمت میاکارن خلاصه ی داس...

عشق زندگیمممممم، من که نتونستم شما چطور😂

#My_company_model پارت 33ویو بینا ساعت تقریبا 3بود و من خواب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط