{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مهربانی تا کی...!!!

مهربانی تا کی...!!!
بگذار سخت باشم و سرد...!!
باران که بارید....چتر بگیرم و چکمه......
خورشید که تابید......پنجره ببندم و تاریک...
اشک که آمد....دستمالی بردارم و خشک.........
او که رفت.....................نیشخندی بزنم و سکوت!!!!!!
دیدگاه ها (۱)

دردیعنی امشبم مثل شبای ذیگه روتختت درازبکشی اهنگ بزاری وبا...

شاید اگه منم ب قصد سرگرمی باهاش میموندم الان تنها نبودم... ت...

با كسي كه دوستش داريد: آهنگ گوش ندهيد نخوابيد فيلم نبينيد كل...

سفت بغــــلش کن ؛ محکــم ببوسش ، نگران نبــــاش ! کم کم به ا...

از ترس تا اعتمادpart: 2 ...

رمان تهیونگ و جنی

معامله p9جونگ‌کوک بعد از رفتن تهیونگ، مستقیم به حمام رفت.شیر...

.قمار آخرقسمت اول :قمار باران شدیدی می باریدلارا پشت پنجره ا...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۲۸

خاطراتِ معلق در نور

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۰

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 🔟╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین همان لحظه از د...

dark life = 18چند روز از آن شب جهنمی گذشته بود. ات دیگر مثل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط