{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داستلن پیرمرد ساکت.....

داستلن پیرمرد ساکت.....
پیرمردی راننده کامیونی وارد رستوران شدبعد از او سه موتور سوار جوان وارد شدند
یکی ازان موتورسوارها سیگارش رادغذای مرد انداخت ولی مرد چیزی نگفت
دیگری لیوان اورا شکست مرد چیزی نگفت
و نفر بعد هنگام رفتن پیر مرد به او پشت پاپا انداخت باز مرد چیزی نگفت
بعد چند دقیقه کارسون گعت ان راننده رامیشناختید
انها گفتند نه کارسون گفت حیف ان سه موتورکه به بدست ان پیرمرد لح شد انگار رانندگی بلد نبود....
دیدگاه ها (۲)

پل صراط من چشمان توست از چشمانت افتادن همانو قهر جهنم همانا....

تو حموم داشتم میخوندم یهو مادربزرگم زد به در میگم چیه میگه ز...

یعنی انقدر که فلفل تو تربیت بچه موثر بود کتاب تربیت اجتماعی ...

این جمله دوست دارم برای بعضیام مثل GLx میمونه راحت از دهنشو...

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓Part 9هان با تردید از ماشین پیاده شد.رستوران کوچک ...

🍷 شراب قرمزپارت ۲۰ | هانولآدرس روی کاغذ، آنها را به یک کافه‌...

فاصله یک لبخند تا جنون

فیک : بین راندها

پارت ششم: مظنون اول 🥀مسیر برگشت به عمارت، عجیب ساکت بود.ا.ت ...

⚖️ وکیل من ⚖️پارت ۴ — حقیقت پشت فیلم چند دقیقه بعدجنی و هیون...

P : 8

راننده کامیونی وارد رستوران شد . دقایقی پس از این که او شروع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط