داستلن پیرمرد ساکت.....
داستلن پیرمرد ساکت.....
پیرمردی راننده کامیونی وارد رستوران شدبعد از او سه موتور سوار جوان وارد شدند
یکی ازان موتورسوارها سیگارش رادغذای مرد انداخت ولی مرد چیزی نگفت
دیگری لیوان اورا شکست مرد چیزی نگفت
و نفر بعد هنگام رفتن پیر مرد به او پشت پاپا انداخت باز مرد چیزی نگفت
بعد چند دقیقه کارسون گعت ان راننده رامیشناختید
انها گفتند نه کارسون گفت حیف ان سه موتورکه به بدست ان پیرمرد لح شد انگار رانندگی بلد نبود....
پیرمردی راننده کامیونی وارد رستوران شدبعد از او سه موتور سوار جوان وارد شدند
یکی ازان موتورسوارها سیگارش رادغذای مرد انداخت ولی مرد چیزی نگفت
دیگری لیوان اورا شکست مرد چیزی نگفت
و نفر بعد هنگام رفتن پیر مرد به او پشت پاپا انداخت باز مرد چیزی نگفت
بعد چند دقیقه کارسون گعت ان راننده رامیشناختید
انها گفتند نه کارسون گفت حیف ان سه موتورکه به بدست ان پیرمرد لح شد انگار رانندگی بلد نبود....
- ۷۸۵
- ۲۹ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط