{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حوضِ بی‌ماهی..

حوضِ بی‌ماهی..
حیاطِ برگریزان..
چایِ بدطعم..

باز با گلپونه‌ها «من مانده‌ام تنهایِ تنها»

#علیرضا_بدیع
دیدگاه ها (۱)

تابستان‌های قدیم، بوی زندگی می‌داد…خانه‌های حیاط‌دار، دیواره...

★彡   Part 6 彡★ چشم هام رو باز کردم.یه روز دیگه.یه روز دیگه ک...

دلم یک خانه‌ی قدیمی می‌خواهدیک حال و هوایِ سنتی و اصیلخانه‌ا...

فردا فردا کردن

ترسم که بمیرم وَ نبیبنم رخ ماهش یا اینکه بمانم بخورم حسرت و ...

رمان اسیر خان پارت اول ۱

𝖕𝖆𝖗𝖙5عمارت جونگ کوک در شمال شهر بود.بزرگ‌تر از عمارت آقای کا...

🦢 پارت سوم | ساقدوش‌هاسه روز تا عروسی مانده بود.خانه پر از ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط