{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت دوم.

پارت دوم.

کارمند¹ : خانم یوکی باید این کار را کنیم (برنامه رو نشون میده)

یوکی : تو باختی

کارمند¹ : خانم منظورتون ؟؟

یوکی : تو حتی نتونستی یه طرح ساده رو اجرا کنی و الان همه فکر می‌کنن ما از اون گروه کپی کردیم تو جوابی داری بدی بهشون؟
الان اسم شرکتم بد در می‌ره

کارمند¹ : تمام تلاشمو میکنم شمارو نا امید نکنم

(یوکی بلند شد و رفت توی اتاقش)

یوکی : اعصاب برای آدم نمیزارن

ها یون : خانم میتونم بیام داخل

یوکی : بیا

ها یون : خانم امشب توی کاخ سلطنتی مراسم هست و شما دعوتید

یوکی : نمیرم

ها یون : خانم اگه برید خیلی خوب میشه و میتونید جلب توجه کنید و شرکت رو بالا بکشید

یوکی : آفرین بهت....تو خوبی بالاخره

(پرش زمانی به شب و مراسم کاخ)
...........

(یوکی که لباس قرمز پوشیده بود چون لباس قرمز توی کاخ ممنوع بود و با ماشین بوگاتی اش بیرون اومد و خبرنگار ها کلی عکس گرفتن و یوکی کلی ژست گرفت و بعد وارد کاخ شد)

یوری : یوکیییی

یوکی : یوریی..چطوری

یوری : خوبم دلم برات تنگ شده بود ..مامانی به خاله سلام کن ( لبخند)
(اسم بچه یوری بون سو هست)

بون سو : سلام خاله

یوکی : اخی کوچولو سلام سلام (لبخند)

بون سو : (لبخند)
دیدگاه ها (۱)

پارت سوم.بون سو : مامان بیا بریمیوری : باشه پسرم..یوکی من می...

پارت چهارم.مین سو : نگو خبر بدیه وایسوهو : (خنده)مین سو : می...

پارت اول.ویو یوکی : صبح از خواب بیدار شدم و طبق معلوم رفتم ت...

معرفی رماناسم رمان : تاج و تختتعداد پارت ها : نامعلومشخصیت ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط