بس ڪن دلِ دیوانه او رفته از این خانه
بس ڪن دلِ دیوانه او رفته از این خانه
پا در گل و در گیــری او رفته چـو پروانه
آرام و قــرارت او سرگرمی و ڪارت او
نه نیست نگارت او، شــد دلبــرِ بیگانه
مُردی و رڪب خوردی خود را عبث آزردی
دل را به خطا بردی ویران شــده ڪاشانه
بیهوده چه میخواهی درحسرت وگمراهی
یک روز چنیــن ماهی او پر زد از این لانه
افسردگی ات از چه دل مردگی ات ازچه
آزردگی ات از چه بـس ڪــن دلِ دیوانه
پا در گل و در گیــری او رفته چـو پروانه
آرام و قــرارت او سرگرمی و ڪارت او
نه نیست نگارت او، شــد دلبــرِ بیگانه
مُردی و رڪب خوردی خود را عبث آزردی
دل را به خطا بردی ویران شــده ڪاشانه
بیهوده چه میخواهی درحسرت وگمراهی
یک روز چنیــن ماهی او پر زد از این لانه
افسردگی ات از چه دل مردگی ات ازچه
آزردگی ات از چه بـس ڪــن دلِ دیوانه
- ۴۵۳
- ۰۱ خرداد ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط