{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من می روم ز کوی تو و دل نمی رود

من می روم ز کوی تو و دل نمی رود
این زورق شکسته ز ساحل نمی رود

گویند دل ز عشقِ تو برگیرم ای دریغ
کاری که خود ز دستِ من و دل نمی رود

در جست و جوی روی تو هرگز نگاهِ من
بی کاروانِ اشک ز منزل نمی رود

خاموش نیستم که چو طوطی و آینه
آن روی روشنم ز مقابل نمی رود‌
دیدگاه ها (۱)

جان من، سخت تو آزردی و حاشا کردیبندگـی را تـو در این معـرکه ...

بس ڪن دلِ دیوانه او رفته از این خانهپا در گل و در گیــری او ...

آخر قصه ی ما بودن و آغاز نبودبال های من عاشق،پر پرواز نبود!د...

قاب عکسی کهنه ام در گنجه پیدا کن مرابر غبار صورتم دستی بکش‌؛...

چو بستی در به روی من، به کوی #صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی، ...

dark life = 33

AR-Lp 36

dark life =22

سایه‌های کلاغپارت سی‌وششم | گناهی که مال او نبودشب...سکوت سن...

فاصله یک لبخند تا جنون

سایه‌های کلاغپارت سی‌وپنجم | حقیقتی که خون می‌خواستهلیکوپتر ...

فاصله یک لبخند تا جنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط