آن سال ها تمامِ من شده بود، وجودش در من و چشم هایش در نگ
آن سال ها تمامِ من شده بود، وجودش در من و چشم هایش در نگاهم، دست هایش در دستم و صدایش در گوش هایم و قدم هایمان در امتداد هم، نمیفهمیدم عاشقش شدم تا روزی که از دستش دادم و بعدِ آن، زمانی متوجه شدم که خیلی دیر بود خیلی دیر برای عشقی که دیر یافتمش،کاش عاشقی ام در زمان خاص خودش بود.
- ۵۷۸
- ۰۷ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط