زخم کهنه

زخم کهنه
پارت ۱۲

بود.همونجایی که اتاق خودش هم .بود راهروی دیگه به راه پله ختم میشد. همون مسیری که دیشب دوبار ازش برده بودنش بالا پوست لبش رو جوید و حس کرد اونجا خیلی خصوصی تر از اونیه که بخواد همین روز اول سرک بکشه به سمت دری که انگار ورودی بود رفت . در سنگین و آهنی که باز کردنش سخت بود سومین با هن و هون بازش کرد و ازش بیرون رفت اونجا یه حیاط خیلی بزرگ بود.... سومین دور و بر راه رفت و حیاط رو دور زد چند بار نزدیک بود از صدای سگ قالب تهی کنه اما وقتی دید همشون بسته ن خیالش کمی راحت شد. زیاد توی محوطه به ماجراجویی نرسیده بود که صدای بلندی توی گوشش زنگ زد. تو کی هستی؟ اینجا چه غلطی میکنی؟
تا خواست برگرده بازوش محکم کشیده شد و با یه مرد کت و شلواری جوان با موهای خرمایی کج زده و اخمی عمیق مواجه شد. چند لحظه با چشمهایی گرد شده نگاهش کرد. مرد گفت: گری ؟ لالی ؟ گفتم اینجا چی میخوای؟ برای جاسوسی دست به دامن بچه ها شدن ؟ جاسوسی دیگه چه کوفتی بود ؟ با من و من :گفت من ... من . ... فقط پوزخند حرصی ای زد زور نزن الآن به حرفت میآرم دنبال خودش کشوندش. سومین چند باری تقلا کرد اما موفق نبود و باز از همون پله های کذایی بردش بالا اینبار در زد و وارد اتاقی شد. نگران و نفس نفس زنان اطراف رو نگاه میکرد که پسر دیروزی رو پشت میز دید که داره از بالای عینک فریم گردی نگاهشون میکنه بیا ببین چی پیدا کردم کی میخوای بفهمی اتاق من طویله نیست ، هیونگ؟ همون لحن پسرک ریلکس و بیخیال بود، برخلاف دیروز ! مرد عصبی ولش کرد و جلو رفت. یعنی رقباتون اینقدر بیچیز شدن که از بچه که شلوارشم نمیتونه جمع کنه استفاده میکنن؟ سومین به جلوی پاش خیره مونده بود آستینهای بلندش طی وحشی بازی اون مرد باز و حالا کاملا دستهاش محو شده بودند. مرد عصبی همینطور داشت راجع به جاسوس بودن سومین و معلوم نبود چه غلطی داشته میکرده ادامه میداد که پسر عینکی دست ه نه گفتن ازت از اخبار ان ها در هنگ؟
دیدگاه ها (۱)

زخم کهنه پارت ۱۳ مرد عصبی همینطور داشت راجع به جاسوس بودن س...

زخم کهنه پارت ۱۴ و همه چیز رو برادر باهوشش راست و ریس کرد حا...

زخم کهنه پارت ۱۱ فرم مدرسه اش رو با هودی و شلواری که نزدیک ت...

زخم کهنه پارت ۱۰ مرد جوان که خواست بره پرید و دستش رو گرفت آ...

زخم کهنه پارت ۲۴ ورودی میرفت ناخودآگاه از جا پرید به سمتش د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط