{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مین جی خندید و این بار پایین تر گردن درست وست دکمه های ته

مین جی خندید و این بار پایین تر گردن درست وست دکمه های تهیونگ را بوسید
مین جی : نه لازم نیست بریم پایین سام بخوریم .. برعکس یه دقیقه هم جیمین و میون‌شی از ذهنم بیرون نمیره
تهیونگ گیچ نگاهش کرد سپس گفت : من امروز با میون‌شی حرف زدم ؟
مین جی به خوبی فراموش کرده بود که در حالت مانیا یا افسرده فراموشی میگیرد سپس تند گفت : آره آره خوب زود گذشت برای همین یادت نیست
دیدگاه ها (۱)

☬⁠。⁠)⁩ عشق آغشته به خون (。☬⁠。⁠)⁩(。☬⁠。⁠)⁩پارت ۸۵ (。☬⁠。⁠)⁩تهیو...

☬⁠。⁠)⁩ عشق آغشته به خون (。☬⁠。⁠)⁩(。☬⁠。⁠)⁩پارت ۸۶ 。☬⁠。⁠)⁩جان آ...

。⁠)⁩ عشق آغشته به خون (。☬⁠。⁠)⁩(。☬⁠。⁠)⁩پارت ۸۴ (。☬⁠。⁠)⁩مین جی...

مین جی آروم چشم به گوشی دوخت : نه داداش برای همه سخته ولی قو...

𝐩𝐚𝐫𝐭𝟖

پسر بچه کوچک اخم کرد و دست به سینه شد و چشم ریز کرد : ممیخوا...

آن پسرک سرتق حتی متوجه پاهایش هم نبود که کی بلند شد و سمت هی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط