{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انگشتانم که لای ورق های دیوان حافظ میرود:

انگشتانم که لای ورق های دیوان حافظ میرود:

دست دلم می لرزد...

اما به خواجه میسپارم تا امید را از دلم نگیرد...

دلم میخواهد همیشه بگوید:

"یوسف گم گشته باز اید به کنعان غم نخور"...
دیدگاه ها (۱)

جزء الذی لایتجزی

« مردِ خواستنی، زنِ خواهان » ‌ در زمان‌هایی نه‌چندان دور، ...

فقط به نام شهیدشهید! فقط به نام تو می‏شود سکه پیروزی زد که ب...

فصل دوم: طعمِ تلخِ تظاهرا/ت به درِ بسته‌ی حمام خیره ماند. صد...

پارت ۳۴ظهر شده بود و خانه‌ی ته‌سوک در سکوتی سنگین فرو رفته ب...

نمیبخشمت p.22

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

Between Sleep and Breath

سروده‌ی «باید برخاست» با مداحی محسن محمدی پناه نمونه‌ای از پ...

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط