دوتا گنجشک بودن
دوتا گنجشک بودن
یکی داخل اتاق، یکی بیرون پشت شیشه...
گنجشک کوچولو از پشت شیشه گفت:
من همیشه باهات میمونم، قول میدم. ..
و گنجشک توی اتاق فقط نگاش کرد!
گنجشک گفت:من واقعا عاشقتم!
اما گنجشک توی اتاق فقط نگاش کرد!
امروز دیدم گنجشک کوچولو پشت شیشه یخ زده...
اون هیچوقت نفهمید گنجشک توی اتاق هم چوبی بود..
حکایت بعضی ماهاست!
خودمونو نابود میکنیم واسه ادمای چوبی..
کسایی که نه مارو میبینن. ...
نه صدامونو میشنون...
نه حتی باورمون دارن...
یکی داخل اتاق، یکی بیرون پشت شیشه...
گنجشک کوچولو از پشت شیشه گفت:
من همیشه باهات میمونم، قول میدم. ..
و گنجشک توی اتاق فقط نگاش کرد!
گنجشک گفت:من واقعا عاشقتم!
اما گنجشک توی اتاق فقط نگاش کرد!
امروز دیدم گنجشک کوچولو پشت شیشه یخ زده...
اون هیچوقت نفهمید گنجشک توی اتاق هم چوبی بود..
حکایت بعضی ماهاست!
خودمونو نابود میکنیم واسه ادمای چوبی..
کسایی که نه مارو میبینن. ...
نه صدامونو میشنون...
نه حتی باورمون دارن...
- ۳.۶k
- ۰۷ بهمن ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط