{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوتا گنجشک بودن

دوتا گنجشک بودن

یکی داخل اتاق، یکی بیرون پشت شیشه...

گنجشک کوچولو از پشت شیشه گفت:

من همیشه باهات میمونم، قول میدم. ..

و گنجشک توی اتاق فقط نگاش کرد!

گنجشک گفت:من واقعا عاشقتم!

اما گنجشک توی اتاق فقط نگاش کرد!

امروز دیدم گنجشک کوچولو پشت شیشه یخ زده...

اون هیچوقت نفهمید گنجشک توی اتاق هم چوبی بود..

حکایت بعضی ماهاست!

خودمونو نابود میکنیم واسه ادمای چوبی..

کسایی که نه مارو میبینن. ...

نه صدامونو میشنون...

نه حتی باورمون دارن...
دیدگاه ها (۱۳)

★US....در حالی که صدای کفش‌های پاشنه‌بلندش توی پاساژ میپیچید...

در سرهای بچه داری پارت ۸

سناریو مایکی { جنگل چشمات} + خانم ازتون خواهش میکنم. من مسئو...

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم ------ادامه پارت ۲۴

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_12 فصل ششم | او...

اخرین بازمانده

لبخند قاتلپارت²⁹ویو سلیندو روز از اون اتفاق گذشته بود.اما هن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط