{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۰۷

پارت ۱۰۷


* ولی از جام تکون نخوردم گذاشتم هر کاری میخواد بکنه *

*موهاشو گرفت و با پا یه زر به بهش زد *

مایا : آیییییییییی

رزت : میخوای کاری کنم خون بالا بیاری؟ یه نفرین عالی بلدم!

مایا : خو... خون

رزت : منو دیونه نکن

* شروع کرد به خندیدن *

؟؟؟: هوی تو یه کاری بکن الان میکشتش!!!

* رفتمو یا دستم یه سربه به گلوش زدم *

؟؟؟ : آخخخخ

* پامو گذاشتم رو کمرش *

کیان : تو دخالت نکن

؟؟؟ : مگه تو یه استیگما نیستییی؟؟؟ جلوشو بگیر

کیان : توهم به عنوان یه استیگما زیادی ضعیفی بی دلیل نیست چرا رتبه ی سومی

* نگاهمو دادم رزت *

رزت : یا دستاتو قط کنم؟

مایا : بسه! ولم کن!

کالیکس : رزت!!!

رزت: کالیکس!؟

کالیکس : بسه بلند شو

کیان : ....

* پامو از رو کمرش برداشتم *

؟؟؟ : کمکش کنین الان اونو میکشه

کالیکس : خفه خون بگیر و بمیر! خواهر من دیگه اینقدر بی رحم نیست

؟؟؟ : همتون شیطانید

کالیکس : انگاری باید زبونتو از حلقت بکشم بیرون

** از دید کالیکس **

* نگاهمو دادم به رزت *

کالیکس : .....

* رفتم سمتش و بازوشو گرفتم *

کالیکس : بلند شو .... زود باش

رزت : نمیتونم پاهام تکون نمیخورن

مایا : هنوز هم منو ول نکردی!!!

کالیکس : رزت ولش کن

* نگاهشو دادم به شمشیر رزت *

کالیکس : رزت

* ولش کرد *

مایا : تو واقعا شیطانی! تو شیطانی تر باباتی!! شیطانی تر از هر آدمی!!! شیطان واقعی!!!!

کالیکس : خفه شو!!! ((داد))

مایا : چی_

کالیکس : کیان بیا کمک رزت و بلندش کن

کیان : باشه

* کیان اومد و بلندش کرد و رفتن *

مایا : واقعا مارو مقصر میدونی؟؟؟

کالیکس : من همچیو دیدم میدونی اگه کار تو به بابام بگم اعدامت میکنه تو نه اون پسره .. ولی شاید با این کارات تو هم اعدام بشی

مایا : لطفا! من اشتباه کردم ولی نمیتونم رزت و ببخشم عشقمو ازم گرفت و همینطور بابام و الان تنها کسی که دارم مامانمه

کالیکس : مظلوم بازی در نیار!!!

* بلند شدم و نگاه تهدید آمیزی بهشون کردم *
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۰۶**از دید کیان **کیان : کسی از تو نخواسته حالمون رو ب...

۱۰۵کیان : نگاش کن همزمان داره هر هر میخنده رزت : باشه باشه ب...

پارت ۱۰۴رزت: هممممم کیان کیان: هوم؟ رزت : من یه استیگمام ولی...

پارت ۳۷ رزت : مهربونی بهت نیومده؟ کیان: من اینو نگفتم منظورم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط