پارت ۱۰۴
پارت ۱۰۴
رزت: هممممم کیان
کیان: هوم؟
رزت : من یه استیگمام ولی مرتبه چندم؟
کیان : شاید دو به هر حال پات په پای من نمیرسه
* یه جوری پوزخند زد انگاری بهترین استیگماس*
رزت : پرو.... خوب از کجا میدونی که من رتبه دوم هستم؟
کیان : معمولا استیگما هایی که نیمه انسانن و نیمه استیگما رتبه دومن
رزت : آها
کیان : ولی برام سواله که تو چرا نمیتونی هروقت خواستی چشماتو قرمز کنی
رزت : ها؟
کیان : اینجور استیگما ها میتونن هروقت دلشون خواست چشماشون رو قرمز کنن ولی تو نه
رزت : پس من چه موقع هایی چشمام قرمز میشن ؟
کیان : همممم نمیدونم باید به موقع هایی که چشمات قرمز شدن فکر کنم
رزت: آها
کیان : بار اول وقتی رفته بودیم سیاهچال پیش ابیگل و بار دوم نمیدونم
رزت : بار دوم وقتی وقتی که رفتم پیش بابام و سرش داد زدم
کیان : تو توی این موقع ها اعصبانی بودی؟
رزت : آره.... یعنی به شدت
کیان : ولی تو بار اول همش داشتی میخندیدی
رزت : نمیدونم
کیان : بیا یکاری کنیم اعصبانی بشیم
رزت : چجوری؟
کیان : تاحالا بهت گفتم چقدر زشتی؟ خیلی شبیه برنجی
رزت : فایده نداشت .... بیشتر تلاش کن
کیان : عااااا حالا چی بگم اعصبانیت کنم
رزت : نمیدو_
کیان : آها کالیکس
رزت : ها؟
کیان : کالیکس میتونه اعصبانیت کنه
رزت : آره ولی نه بشدت
کیان : زدی تو ذوقم .... مایا
رزت : مایا چرا؟
کیان : همیشه مایا خیلی اعصبانیت میکنه وقتی تو مهمونی دیدش دیدم که چشمات رفته بودن روبه قرمزی
رزت : تچ حالا مایا رو از کجا بیارم
کیان : صبر کن
* یهو یه مایا جلوم ظاهر شد ولی.... *.
رزت : این چرا اینجوریه؟
کیان : عه خراب شد میخواستم یه ماکت از مایا درست کنم ولی خراب شد
رزت : خیلی مسخره است ((خنده))
رزت: هممممم کیان
کیان: هوم؟
رزت : من یه استیگمام ولی مرتبه چندم؟
کیان : شاید دو به هر حال پات په پای من نمیرسه
* یه جوری پوزخند زد انگاری بهترین استیگماس*
رزت : پرو.... خوب از کجا میدونی که من رتبه دوم هستم؟
کیان : معمولا استیگما هایی که نیمه انسانن و نیمه استیگما رتبه دومن
رزت : آها
کیان : ولی برام سواله که تو چرا نمیتونی هروقت خواستی چشماتو قرمز کنی
رزت : ها؟
کیان : اینجور استیگما ها میتونن هروقت دلشون خواست چشماشون رو قرمز کنن ولی تو نه
رزت : پس من چه موقع هایی چشمام قرمز میشن ؟
کیان : همممم نمیدونم باید به موقع هایی که چشمات قرمز شدن فکر کنم
رزت: آها
کیان : بار اول وقتی رفته بودیم سیاهچال پیش ابیگل و بار دوم نمیدونم
رزت : بار دوم وقتی وقتی که رفتم پیش بابام و سرش داد زدم
کیان : تو توی این موقع ها اعصبانی بودی؟
رزت : آره.... یعنی به شدت
کیان : ولی تو بار اول همش داشتی میخندیدی
رزت : نمیدونم
کیان : بیا یکاری کنیم اعصبانی بشیم
رزت : چجوری؟
کیان : تاحالا بهت گفتم چقدر زشتی؟ خیلی شبیه برنجی
رزت : فایده نداشت .... بیشتر تلاش کن
کیان : عااااا حالا چی بگم اعصبانیت کنم
رزت : نمیدو_
کیان : آها کالیکس
رزت : ها؟
کیان : کالیکس میتونه اعصبانیت کنه
رزت : آره ولی نه بشدت
کیان : زدی تو ذوقم .... مایا
رزت : مایا چرا؟
کیان : همیشه مایا خیلی اعصبانیت میکنه وقتی تو مهمونی دیدش دیدم که چشمات رفته بودن روبه قرمزی
رزت : تچ حالا مایا رو از کجا بیارم
کیان : صبر کن
* یهو یه مایا جلوم ظاهر شد ولی.... *.
رزت : این چرا اینجوریه؟
کیان : عه خراب شد میخواستم یه ماکت از مایا درست کنم ولی خراب شد
رزت : خیلی مسخره است ((خنده))
- ۳۶
- ۱۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط