{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من مورچه ای رو مسخره میکردم که عاشق یه تفاله چایی بود،

من مورچه ای رو مسخره میکردم که عاشق یه تفاله چایی بود، خودمو فراموش کردم که زمانی عاشق آشغالی بودم که فکر میکردم آدمه...
دیدگاه ها (۲)

سلامتی اونایی که اول فکر کردیم ۱رنگن ولی بعد فهمیدیم مداد رن...

پس از 11 سال زوجی صاحب فرزند پسری شدند. آن دو عاشق هم بودند ...

بخونین حتمااااااااااااا 1روز 1 لره میره تهران. 2تا تهرانی می...

خاطرات ماندگار!!!

وقتی خاطرات خودمو قبل رل زدن میبینم واقعا یه اوجوبه ای بودم ...

من فکر کردم فقط خودمم که رو اولیسه یه ذره کراش زدم ولی نگو ک...

من بچه بودم حدود چهار پنج سالم بود اون موقع خواهرم داشت به د...

آیا شما هم این حشره های بال دار رو دیدین ؟!🤨

* آپدیت بابل چانی : 🐺: نمیشه چهارشنبه هم یه کنسرت دیگه برگزا...

شاهکاری جدید از @hamiko !

با دوستم حرف می‌زدم پشت تلفن؛ وسط خنده و مسخره‌کردن یه نفر ب...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 140♡⁠。⁠)⁩و سریع...

روباه کوچولوی من پارت هفده ꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚᮫᜔݁ᩘ࣪۠𝅄ᮢຼꨵꨲ᮫᜔݁^ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط