به من گفتی  تو را جانم ، نبودی

به من گفتی  تو را جانم ، نبودی
تو  را مُرغی  غزلخوانم  ، نبودی
خودت  گفتی  شوم  قربانی تو
گلو   و   تیغِ     بُرانم  ،   نبودی
نمی گفتی شوم خود لاله زارت؟
شدم    دریا   زِ  بارانم ، نبودی
تو خود گفتی طلوعی در خزانی
زِ  عشقت  در  دبستانم   ، نبودی
کشانیدی  تن  و جانم به مسلخ
دلِ ویرانه یرانم   ، نبودی
چو آهو  بچه  افتاده  به  میدان
هزاران تشنه ی جانم  ، نبودی
دیدگاه ها (۱)

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

آقا جانم در آرزوی تو هستم همیشه نورانی اسیر زلف تو هستم، نگف...

نام علمدار سپه آید به گوشمانگار من عمری به او حلقه به گوشمجا...

«گیرم گلاب ناب شما اصل قمصر است اما چه سود، حاصل گل‌های پرپر...

«گیرم گلاب ناب شما اصل قمصر است اما چه سود، حاصل گل‌های پرپر...

مریم رضایی شاعر اسلام‌آبادی

طولانیه اما بخونید بسیار زیباس ● مشاعره ای بسیار جالب و در ع...

اجازه خواستن #حضرت_علی_اکبر از #امام_حسین علیه‌السلام برای ر...

گیرم گلاب ناب شما اصل قمصر است(بیداد خراسانی)غزل مثنوی بسیار...

حسین است ، سر سلسله عشاق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط