#عشق_جنایت 🔪
#عشق_جنایت 🔪
پارت43
تهیونگ:گلوش؟(بغض)
دکتر:گلوش پاره شده(شوکه)
انقدر جیغ و داد کشیده که گلوش پاره شده نیاز به عمل داره اگه عمل نشه نمیتونه حرف بزنه یا میخوره به قلبش و میمیره.....
تهیونگ:خواهش میکنم زود ببریدش اتاق عمل(گریه)
دکتر:بچه ها بیاید بریم اتاق عمل اتاق عمل و آماده کنید(داد)
لیا:یِنا رو بردن اتاق عمل و ما هم پشت در اتاق عمل منتظر اومدنش بودیم.....
جینو:(گریه)
کوک:آروم باش همه چی درست میشه(بغلش میکنه)
جینو:دوست دارم
کوک:منم
بعد 1 ساعت:
دکتر:عملشون موفق آمیز بود....
تهیونگ:ممنونم واقعا ممنونم
دکتر:فقدر بهوش اومد بهش بگین نباید حرف بزنه اولش خیلی درد داره و میسوزه گفتم بدونید....
تهیونگ:باش
بعد نیم ساعت:
یِنا:بهوش اومدم گلوم درد داشت و میسوخت میخواستم حرف بزنم ولی نمیتونستم.....
لیا:بهوش اومدی؟
یِنا:(سکوت)
جینو:الهی بگردم نمیتونه حرف بزنع(بغض)
لیا:بلخره دهن این بسته شد(خنده)
جینو:(خنده)
یِنا:(😐)
(تهیونگ و پسرا و میا و هیونگ میان داخل)
هیونگ:مامانی(گریه)
یِنا:(گریه)
تهیونگ:(😖)
تهیونگ:حالت خوبه؟
یِنا:(چشم غره)
تهیونگ:من برم
(تهیونگ میره و پسرا هم پشتش)
تهیونگ:(گریه بی صدا)
لیا:تهیونگ تو عمل و بودی آنقدر گریه کرده که نگو صداش گرفته بود(ناراحت)
یِنا:(سرفه)ب....به....کیرم......(سرفه خونی)
هیونگ:مامانی خوبی؟
یِنا:(با سر میگه آره)
(خلاصه این روزا هم میگذره و یِنا با تهیونگ سرده تهیونگم هر کاری میکنه که یِنا رو آشتی بده ولی نمیشه)
1ماه بعد:
میا:یِنااااااااااا
یِنا:چی شده؟(نگران)
میا:من....من....حاملم.....(ذوق)
یِنا:واقعا؟(😳)
میا:اوهوم(ذوق)
یِنا:شما که هنوز ازدواج نکردین؟
میا:نه که تو ازدواج کردی(😐)
یِنا:گوه نخور
میا:(😂)
یِنا:جشن بگیر
میا:نه جشن تعیین جنسیت دوست دارم ولی این نه.....
هالا به هیچ کس نگو و نمیگم تا عروسیه لیا که شوگا تحریک شده و میخواد من و.......بعد من بگم حاملم.....(شیطونی)
یِنا:شوگا رو میخوای فشاری کنی(خنده)
جینو:برا چی میخندین؟
یِنا/میا:هیچ
جینو:اوهوم برای هیچ میخندیدن؟
یِنا:تو فکر نمیکنی خیلی بی کاری؟
جینو:اممممممم
میا:برو به بچه یاد بده.....
جینو:اوک بای....
ادامه دارد:-)
پارت43
تهیونگ:گلوش؟(بغض)
دکتر:گلوش پاره شده(شوکه)
انقدر جیغ و داد کشیده که گلوش پاره شده نیاز به عمل داره اگه عمل نشه نمیتونه حرف بزنه یا میخوره به قلبش و میمیره.....
تهیونگ:خواهش میکنم زود ببریدش اتاق عمل(گریه)
دکتر:بچه ها بیاید بریم اتاق عمل اتاق عمل و آماده کنید(داد)
لیا:یِنا رو بردن اتاق عمل و ما هم پشت در اتاق عمل منتظر اومدنش بودیم.....
جینو:(گریه)
کوک:آروم باش همه چی درست میشه(بغلش میکنه)
جینو:دوست دارم
کوک:منم
بعد 1 ساعت:
دکتر:عملشون موفق آمیز بود....
تهیونگ:ممنونم واقعا ممنونم
دکتر:فقدر بهوش اومد بهش بگین نباید حرف بزنه اولش خیلی درد داره و میسوزه گفتم بدونید....
تهیونگ:باش
بعد نیم ساعت:
یِنا:بهوش اومدم گلوم درد داشت و میسوخت میخواستم حرف بزنم ولی نمیتونستم.....
لیا:بهوش اومدی؟
یِنا:(سکوت)
جینو:الهی بگردم نمیتونه حرف بزنع(بغض)
لیا:بلخره دهن این بسته شد(خنده)
جینو:(خنده)
یِنا:(😐)
(تهیونگ و پسرا و میا و هیونگ میان داخل)
هیونگ:مامانی(گریه)
یِنا:(گریه)
تهیونگ:(😖)
تهیونگ:حالت خوبه؟
یِنا:(چشم غره)
تهیونگ:من برم
(تهیونگ میره و پسرا هم پشتش)
تهیونگ:(گریه بی صدا)
لیا:تهیونگ تو عمل و بودی آنقدر گریه کرده که نگو صداش گرفته بود(ناراحت)
یِنا:(سرفه)ب....به....کیرم......(سرفه خونی)
هیونگ:مامانی خوبی؟
یِنا:(با سر میگه آره)
(خلاصه این روزا هم میگذره و یِنا با تهیونگ سرده تهیونگم هر کاری میکنه که یِنا رو آشتی بده ولی نمیشه)
1ماه بعد:
میا:یِنااااااااااا
یِنا:چی شده؟(نگران)
میا:من....من....حاملم.....(ذوق)
یِنا:واقعا؟(😳)
میا:اوهوم(ذوق)
یِنا:شما که هنوز ازدواج نکردین؟
میا:نه که تو ازدواج کردی(😐)
یِنا:گوه نخور
میا:(😂)
یِنا:جشن بگیر
میا:نه جشن تعیین جنسیت دوست دارم ولی این نه.....
هالا به هیچ کس نگو و نمیگم تا عروسیه لیا که شوگا تحریک شده و میخواد من و.......بعد من بگم حاملم.....(شیطونی)
یِنا:شوگا رو میخوای فشاری کنی(خنده)
جینو:برا چی میخندین؟
یِنا/میا:هیچ
جینو:اوهوم برای هیچ میخندیدن؟
یِنا:تو فکر نمیکنی خیلی بی کاری؟
جینو:اممممممم
میا:برو به بچه یاد بده.....
جینو:اوک بای....
ادامه دارد:-)
- ۵.۹k
- ۱۳ آبان ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط