{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز بـاران ، بے طراوت ، کو ترانه !؟

باز بـاران ، بے طراوت ، کو ترانه !؟
سوگواریست ، رنگ غصه ، خیسی غم
می خورد بر بام خانه ، طعم ماتم
یاد می آرم که غصه ، قصه را می کرد کابوس
بوسه می زد بر دو چشمم گریه با لبهای خیسش . . .
دیدگاه ها (۲)

یه حرکت بسیــــارعادی و معمولی تو ابودان

اگه بخوای جوری زندگی کنی که به کسی بدهکار نباشی ، آخرش یه زن...

من خاطـــِرش رو میخوامنه خاطـره هاشـــوـــــــــــــــ.........

هر چی ک خواستیم جورههرچی ک خواستیم بودهواسه دوتا دیوونهروی ا...

باز باران...

یه تک پارتی از ربندو نوشتممم

میتسوری با چشم‌هایی که هنوز از شوکِ آن کابوسِ سنگین می‌سوخت،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط