{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسر عموم میگه:

پسر عموم میگه:
رفتم خواستگاری
بابای دختره پرسید کجا کار میکنی؟
گفتم شرکت اپل!
باخوشحالی پرسید دقیقا چه کاری اونجا انجام میدی؟
گفتم اونجا اون سیباشونو گاز میزنم!:|
یارو مارو با لقد (لغد) (لگد) انداخت بیرون: |
دیدگاه ها (۱)

وسعت عشق پسران به قدری وسیع است که وقتی عاشق دختری میشوند، ع...

ما از بچگی تو بد بیاری ریشه دار بودیم تو مار پله همیشه رو نی...

بودنم را هیچ کس باور نداشت هیچ کس کاری به کار من نداشت بنویس...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

#قلبی_در_دو_بدنP5وقت ناهار شد رفتم ناهارمو خوردم و رفتم تو ا...

part ۷

رومان عشق بینھایت پارت3 از زبان ملیسا رفتیم رو یہ صندلی نشست...

رمان: قلب در تاریکی

رومان عشق بینھایت پارت3 از زبان ملیسا رفتیم رو یہ صندلی نشست...

P26ویو شب انیا رفتم سازمان (با لباس پلیسی)رئیس:خانم فورجر خب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط