{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My professor

My professor
Chapter:2
Part:61

یونگی بعد از چند پوک به سیگارش گفت :

یونگی: این یه قانونه ... میتونی یه جور نفرين تلقيش کنی ... مطمئنم میدونی هگز آیریس چه اختراع خطرناکيه. دنیا رو عوض میکنه. قدرتمند ترین مخدریه که بشر تا به امروز ساخته. همچین قدرتی اگر مدیریت و کنترل نشه و دست آدمای بی تجربه بیوفته حكم بمب اتم رو داره واسه دنیا ... و از طرفی جدید و نوپاس ... باید مراقب فرمولش بود ... تا اونطور که لایقشه برای مردم جا بیفته ...


یونگی: این یعنی به خاطر مسائل امنيتي فقط یک نفر تو دنیا باید فرمول رو بدونه ....مونتانا با یاد دادنش به یه نفر دیگه یا حکم مرگ اون شخص رو امضا کرده، یا خودشو ... چون دنیا فقط به یه کارتل و یه آشپز برای هگز آیریس نیاز داره ... یه کارتل قدرتمند و واحد ... هیچ قدرتی از به وجود اومدن یه رقيب قدرتمند دیگه خوشش نمیاد ... دو تا پادشاه تو یه قلمرو جا نمیشن و دو آشپز برای هگز آیریس نباید وجود داشته باشه ... چون برای همدیگه دردسر درست میکنن ... پس هدف مونتانا مرگ یکی از شما دو نفره ... یا خودش .. .... یا تو ! ... مطمئنم نمیدونستی مونتانا یه زمانی استاد خودشو هم به قتل رسونده چون اون هم فرمول رو میدونست... پس فکر نکن داره به خاطرت دست به خودکشی میزنه !


هیزل متمرکز و با اخم به یونگی خیره بود ...
یونگی چشمای دختر رو نگاه کرد

یونگی: خلاصه ی کلام ! اگر به کارم نیای مجبورم بکشمت ! ... چون با چیزایی که میدونی بعدا برام دردسرساز میشی هدف من اصلا تو نبودی ... ... تا استکهلم رد مونتانا رو زدم که گیرش بندازم و بیارمش اینجا ... اما هوسوک با گوشای خودش شنید که تو ... هم فرمولو میدونی هم معشوقه ی پنهان و نقطه ضعف مونتانایی دیدیم دزدیدن تو تضمینی تره ...تا سر و کله زدن با اون پروفسور لجباز ..

ادامه دارد....
خب خب
حسابی حمایت کنید🪼

#رمان #فیک #فیکشن
دیدگاه ها (۱۳۸)

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹¹بعد دستش رو برداشت و آ...

You are paying back karma پارت¹⁴²²:²⁰رأس ²²:²⁰ دست از ضربه ز...

پارت ۸: حصارِ نامرئیوقتی چشم‌هایِ ا.ت باز شد، اولین چیزی که ...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁶رینا: مال خودم.جونکوک:...

...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط