{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬
p46
۲۰ دقیقه ی بعد، رو به روی در مدرسه
تهیونگ که مثل پنگوئن راه می‌رفت سمت در حرکت کرد.
جونگکوک با نگرانی بهش خیره شد:« مطمئنی نیاز به کمک نداری؟»
تهیونگ اخم کرد:« قیافه ی من شبیهه کساییه که به کمک نیاز دارن؟»
جونگکوک‌ شونه بالا انداخت:« فقط دارم میگم اگر سختته من اینجام. »
تهیونگ اهمیتی نداد و به سخت راه رفتن ادامه داد.
توی راهروها همه به راه رفتن عجیب تهیونگ توجه میکردن.
سون ته که چشم جونگکوک رو دور دیده بود جلو اومد:« دیشب عشق بازی میکردی، امگا کوچولو؟»
تهیونگ سعی کرد نادیده بگیره و سریع تر حرکت کرد تعادلشو از دست داد و با کمک دیوار سرپا موند. صدای خنده ی بلند بلند سون ته توجهش رو جلب کرد:« مثل پنگوئن راه میری، امگا کوچولو. به جئون جونگکوک بگو دفعه ی بعد آروم تر باشه. نمی‌دونستم از اون تایپ آلفا هاست! »
تهیونگ که حالا به گوشه ی دیوار پناه آورده بود کنترلش رو از دست داد:« بکش بیرون، سون ته. اون روز قهوه ایت کردم کافی نبود؟ ننه بابات یادت ندادن تو زندگی مردم دخالت نکنی؟»
سون‌ته با شنیدنِ این حرف، چشماش از خشم گرد شد و یه قدم به تهیونگ نزدیک‌تر شد. «فکر کردی چون اون آلفایِ بی‌اعصابِت الان پشتت نیست، می‌تونی واسه من زبون‌درازی کنی؟»
دستش رو به سمتِ دیوار، درست کنارِ گوشِ تهیونگ برد تا راهِ فرارش رو ببنده. «دلم می‌خواد ببینم الان که حتی نمی‌تونی درست راه بری، چطور می‌خوای منو قهوه‌ای کنی…»
هنوز جمله‌اش تموم نشده بود که سایه‌ی سنگین و سردی روی سرشون افتاد. صدای بم و لرزاننده‌ی جونگ‌کوک تو راهرو پیچید: «دستت رو از دیوار بردار… قبل از اینکه قبل از اینکه خودم از بدنت جداش کنم.»


شرایط:
۸۵ لایک ۲۶۰ کامنت ۳۰ بازنشر
دیدگاه ها (۲۷۴)

𝐖𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜 𝐂𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐑𝐞𝐚𝐜𝐡p8تهیونگ نگاهش رو از جونگک...

𝐖𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜 𝐂𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐑𝐞𝐚𝐜𝐡p۹ساعت ۶ عصرجونگکوک ساعت ه...

𝐖𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜 𝐂𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐑𝐞𝐚𝐜𝐡p8 جونگکوک‌ با تعجب به اون...

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p45جونگکوک‌ همه چیز رو بررسی کرد و عینکش رو عقب...

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p47سون ته با نیشخند به جونگکوک خیره شد:« تو این...

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p49حالا یک روز گذشته بود که جونگکوک از مدرسه اخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط