{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اجباری ازدواج

اجباری ازدواج
P:14
"ویو الیزابت"
صبح با دل درد بیدار شدم برگشتم دیدم تهیونگ بغلم لخت خوابیده و اتفاق های دیشب یادم اومد وای من چه گوه خوری هایی که نباید میگردم رو کردممم
_بیدار شدی جوجو؟(جوجوووlexa.b@)
چشمامش بسه بود کههههه
+تو از کجا فهمیدی؟(تعجب)
_ دیگه دیگه(چشماشو باز میکنه)
_دل درد داری؟
+یک خورده
_اوکی میشه دورت بگردم بریم حموم؟
+نه عمرا من با تو جاییی بیاممم
_میاییی
+نمیاممم چرا باید بدنمو ببینی؟
_اهممم الان هم لباست تنت نیست(فیلم هندی یا فیلم ترکی رمان های من😂)
+بریم بریم حموم
"ویو ویلیام"
رفتن داخل حموم و همو شستن و تهیونگ یک کرم بازی کرد وقتی اومدن بیرون الیزابت لباسشو پوشید داشت موهاشو خشک میکرد و تهیونگ گردنشو بوسید
_بو گل ارکیده میدی
+واقعا؟
_ارههه
+حیحی
"ویو الیزابت"
خیلی ذوق کردم که گفت بو ارکیده میدم من عاشق ارکیدم که از پایین صدای تهیونگ اومد
_عزیزم من میرم شرکت
+باشه
داشتم موهامو شونه میکردم یک دفعه دستمالی جلوی دهنم قرار گرفت و تو اینه نگاه کردم نه نه نه...
شرط:
"فالو:۲"
"لایک:۲۵"
"بازنشر:۱۵"
دیدگاه ها (۳۷)

رمان

پشت نگاه سردت — پارت ۱۱ویو آتکه یهو ته منو پرت کرد توی استخ...

KIM V

⭐🌕کاد فادر🌕⭐پارت ۳----------------------------------------⭐🌕...

𓂃 𐙚 پارت ۲۹ | ویو ته‌یونگ 𐙚 𓂃داشت با لبخند نگاهم می‌کرد.خوشح...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

_من...من الان باید چیکار کنم؟(گریه)دکی:باید....باید ببریدشون...

دوپارتی وقتی میخواید برید مهمونی لباس باز میپوشیویو ا/ت صبح ...

فرشته غریبه p⁶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط