{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

chand Party

chand Party:
بورام: وقتی دوستام رسیدن رفتم که به لیان هم بگم که بیاد

بورام: لیان میای تو حیاط دوستام اومدن گفتم شاید حوصلت سر بره میای؟
لیان: اره میام

لیان: زمانیکه خارج از کشور بودم وقتی خبر ازدواج تهیونگ و بورام رو شنیدم خیلی اعصبانی شدم من همیشه از تهیونگ خوشم میومد و سعی داشتم که ماله خودم کنمش ولی خوب اون بورام رو انتخاب کرد من متوجه شدم که بورام فوبیای آب داره پس میتونمم(لبخند شیطانی)

بورام: رفتیم تو حیاط و با بچه ها داشتیم همینجوری آب بازی میکردیم و اینقدر داشت بهم خوش میگذشت که اصلا متوجه نشدم تهیونگ کی اومد داشتم همینجوری بازی میکردیم که نمیدونم کی و چطوری اما پرت شدم داخل استخر عمقش به قدری زیاد بود که به راحتی میتونست من رو غرق کنه کلی دست و پا زدم اما بعد از چند ثانیه همه جا برام سیاه شد و فقط دست هایی که دورم حلقه شده بود رو حس کردم.....
دیدگاه ها (۰)

chand Party:تهیونگ: رفتم تو حیاط و بورام اون قدر حواسش پرت ب...

chand party:تهیونگ: میترسیدم اتفاقی براش افتاده باشه دستش رو...

chand Party:بورام: به شدت حوصلم سر رفته بود و نمیدونستم چیکا...

chand Party: وقتی کم خونیه شدید داری و....part:1نامجون: با ص...

⁦⁦⁦✧⁩wolf✧⁩⁦✯part:²صبح تهیونگ از پله ها اومد پایین سر میز نش...

عشق من‌p11داشتم میرفتم بالا که صدای دادو بیداد زن میومد از پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط