زندگی شیرین است، زندگی باید کرد
زندگی شیرین است، زندگی باید کرد
گرچه دیر است، ولی
کاسه ای آب به پشت سر لبخند بریزیم، شاید به سلامت ز سفر برگردد
بذر امید بکارم در دل
لحظه ای دریابم
من به بازار محبت بروم فردا صبح
مهربانی خودم عرضه کنم
یک بغل عشق از آنجا بخرم
یاد من باشد حتما
بگشایم در آن پنجره بر وسعت نور
نم اشکی بفشانم بر دل، تا که دل نرم شود
قفس دل ببرم، تا در آن وسعت سبز
مرغ دل تازه هوایی بخورد
شاید آنجا، در آن باز کنم
بپرد مرغ دلم، در هوای خوش دوست
گرچه دیر است، ولی
کاسه ای آب به پشت سر لبخند بریزیم، شاید به سلامت ز سفر برگردد
بذر امید بکارم در دل
لحظه ای دریابم
من به بازار محبت بروم فردا صبح
مهربانی خودم عرضه کنم
یک بغل عشق از آنجا بخرم
یاد من باشد حتما
بگشایم در آن پنجره بر وسعت نور
نم اشکی بفشانم بر دل، تا که دل نرم شود
قفس دل ببرم، تا در آن وسعت سبز
مرغ دل تازه هوایی بخورد
شاید آنجا، در آن باز کنم
بپرد مرغ دلم، در هوای خوش دوست
- ۲.۶k
- ۰۶ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط