{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقت دیدارتو

وقت دیدارتو

خواهم آمد به در خانه زیبایی تو
تا بکوبم در دیدار تماشایی تو

عطشم داند و عشقم که چه ها خواهم کرد
چون در آیم به سرا پرده زیبایی تو

شاید این گرسنه از ذوق بمیرد آری
بر سر سفره رنگین پذیرایی تو

چون نسیم نفس سبز ترینم بوزد
گل من سرخ ترین باد شکوفایی تو

آی در دست تو از خویش برون خواهم رفت
باغ در باغ به گل گشت شناسایی تو

ای تو آن می که ز انگور بهشتش کردند
وی همه درد کشان سره سوایی تو

مست و مستم کن از آن گونه که در هم شکند
قید شرم من و زنجیر شکیبایی تو

آسمان آبی و عشق آبی و شک آبی شد
زیر چتر گل نیلوفر بودایی تو

کاش یک لحظه شوم کودک و خوابم ببرد
فارغ از هر چه به گهواره ی لالاییت
دیدگاه ها (۸)

شعر

o1:o5#در_خانہ_زیبایی_تو•°❥❥❥خواهم آمد به در خانه زیبایی توتا...

ای می از چشم تو آموخته ، گیرایی راکرده گل پیش لبت ، مشق شکوف...

ای می از چشم تو آموخته ، گیرایی راکرده گل پیش لبت ، مشق شکوف...

#شعری‌ست_چشمت_شعرِ_شورانگیزِ_نیماییچون شعر حافظ‌وارِ من در ا...

وای باران.... ..... باران.........شیشه ی پنجره را باران شست....

#وای_باران_باران_شیشه_پنجره_را_باران_شست_از_دل_من_اما چه کسی...

وای، باران؛باران؛شیشه پنجره را باران شست .از دل من اما،چه کس...

وای ، باران ؛باران ؛شیشه پنجره را باران شست ..از دل من اما ،...

وای، باران؛باران؛شیشه پنجره را باران شست .از دل من اما،چه کس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط