{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو بلولاکBlue Lock Scenario

سناریو بلولاک/Blue Lock Scenario
چند پارتی مایکل کایزر
پارت 4

پارت 1 یک : https://wisgoon.com/p/8Y5YAXF7D2
پارت 2 دو : https://wisgoon.com/p/XC7DQQN040
پارت 3 سه : https://wisgoon.com/p/3KUYSBR05Z

ا/ت: شب بخیر ، کایزر مزاحم شدم ؟.
کایزر چیزی نگفت . ا/ت نزدیکتر شد و اومد پیش تختش .
ا/ت : حالت چطوره؟
کایزر: توی احمق ، چرا قهرمان بازی در آوردی و به جای من کتک خوردی ؟ میبینی که فقط مشکلی و گندی بالا اوردی .
ا/ت : حالا الان من شدم آدم بده ؟
کایزر: مشخصه .
ا/ت نفس عمیق میکشه .
ا/ت : تو جدی جدی خلی . از همین الان بگم هیچ گندی بالا نیاوردم تو یکی هم عین بختک بهم زل نزن .
کایزر: خب بگو ببینم ، الان تو چه وضعیتی هستیم؟.
ا/ت : اون پیرمرد روانی پدرت بود ؟
کایزر نگاهش رو برگردوند و به دستاش که مشت شده بود نگاه کرد .
کایزر: اره .
ا/ت : ازش شکایت کردیم و الان دستگیر شده . نمیتونم بگم شرایطش عالیه ولی انگار به جرم ، دزدی ، کودک آزاری ، خیانت کاری و و و .. که یکی دوتا نیست الان بدبخته . تو یکی هم میتونی تا یه مدت اینجا بمونی .
کایزر : یعنی دیگه نمیاد؟؟ جدی جدی دستگیرش کردن ؟ اما .. دستگیر یعنی چی ؟
ا/ت اروم میخنده .
ا/ت : ههههه ، یعنی الان دادنش به پلیسا . نگو که نمیدونی پلیس کیه؟ ههه
کایزر صورتش قرمز شد .
کایزر: نخیرم! دستگیر برام کلمه ی قلمبه سلمبه اس .. فقط شما پولدارا بلدین .
ا/ت : پسر ، غرورت تو حلقم بابام جا نمیشه .
کایزر: خفه .
ا/ت : درکل اومدم یه توضیحی بدم که جلو بزرگترا شوکه نشی . منم حالم خوبه با اینکه میدونم برات مهم نیست .
کایزر: تو چند لحظه پیش گفتی .." فعلا میتونی تا یه مدت اینجا بمونی " مگه من دلیل زخمی شدنت نشدم؟ پدر مادرت موافقت کردن ؟ حتی با اینکه فِرِدیک پدر من بود ؟
ا/ت: نگرانش نباش، منو رینا چان راضیشون کردیم ، تازه پدر مادرم تورو دلیل صدمه من نمی‌دیدند یادت رفته ؟ به قول خودت این منم که قهرمان بازی در اوردم و به جای تو آسیب دیدم تازه تو هم قربانی حساب میشی . مامان بابام انقدر سنگ دل هم نیستن ، خونه به این بزرگی ، اگه چند روز یا ماه ازت مراقبت بشه مشکلی نداره که تازه حوصله ی منم سر نمیره یخورده اعصابتو خط خطی میکنم بعد میرم پی درسو مشقام .
کایزر: خدایی چقد سمی بچه .
ا/ت یه خنده ی مرموزانه میزنه .
ا/ت : البته گفته باشم الان کنترل تمام کارات دست منه . اگه اشتباهی ازت سر بزنه خیلی راحت برت میگردونم به همون آشغال دونی که توش زندگی میکردی بدون پدر و مادر .
کایزر: هنوز حالت سر جا نیومده نه ؟؟ احمق!
کایزر بلند میشه و لپ ا/ت رو میکشه و ا/ت هم موهاشو میگیره .
کایزر: احمق نامبر وان یه سر به دکتر مغز بزن .
ا/ت : هومم؟؟ به اون میگن روانپزشک جوجه رنگی .
کایزر : جوجه رنگی خاندانته نیم قد ! .
ا/ت: نیم قد نیستم! این تویی که قدت بی خود بلند شده دارغاز !
کایزر : هااااا
همون لحظه همون بادیگارد " رینا " وارد میشه .
رینا : شبتون بخیر ، اینطور که معلومه هنوز با هم دعوا دارید .
ا/ت : تقصیر من نیست ! اینه ادبش به درد سگ حار میخوره ! ..
کایزر: اصن به تو چه خرپول ، هرکاری بخوام میکنم !
رینا یه نفس عمیق میکشه : آه
و بعد کمی تن صداش رو بالا میبره .
رینا : لطفا ساکت و آروم باشید !
ا/ت و کایزر بلاخره بیخیال میشن .
ا/ت : خبر مبری چیزیه؟
کایزر: همسایه هات بیدار میشن ؟
رینا : خیر ! از اون لحاظ که هردوی شما تو حادثه قربانی بودید پلیس ها میخوان ازتون سوال بپرسن . لطفا همکاری کنید .
ا/ت : باشه ، باشه .
ا/ت کایزر رو ولش میکنه .
ا/ت : دارغاز جوجه رنگی ، ول کن .
کایزر : 💢
کایزر هم ولش میکنه .
رینا : با اجازتون میرم خبرشون میکنم ، لطفا دو دقیقه به هم نپرید .
رینا میره ، ا/ت روی صندلی میشینه و با انگشتاش با موهاش بازی میکنه .
کایزر هم فقط میشینه سر تختش و به بالش تکیه میده .
پلیس ها میان تو ....

پایان پارت 4
ببخشید طولش دادم عزیزان 🗣💔
امیدوارم فسیل شدگان دوباره متولد بشن و اینو بخونن 😌 و همچنین امیدوارم خوب نوشته باشم 🙃💞
دیدگاه ها (۱۴)

اول واکنش بعدش غیبت 🤡✅️

گل فرمود 😌

من غش--

Micheal kaiser #Micheal_kaiser #Blue_lock #manga #blue_lock_...

سناریو بلولاک/Blue Lock Scenarioچند پارتی مایکل کایزر پارت 3...

سناریو بلولاک/Blue Lock Scenarioچند پارتی مایکل کایزر پارت 2...

سناریو بلولاک/Blue Lock Scenarioچند پارتی مایکل کایزر پارت 1...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط