{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک نفر هست صمیمانه تو را می خواهد

یک نفر هست صمیمانه تو را می خواهد
مثل یک عاشق دیوانه تو را می خواهد

گاه با یاد تو زانو به بغل می گیرد
خاطراتش شده افسانه ، تو را می خواهد

می نشیند سر راه تو ، که بر می گردی
عمری اینجور غریبانه تو را می خواهد

پای پیمان تو از جان و دلش می گذرد
عشق می ورزد و عاشقانه تو را می خواهد

یاد تو همدم تنهایی شب هایش هست
می نویسد به تو صد نامه ، تو را می خواهد

روی ناچاری اگر جرعه ای از باده خورد
غرض این است که مستانه تو را می خواهد

چشم بر پنجره ی نازک دل می دوزد
تا بیایی ، دل ویرانه تو را می خواهد

میدانم
یک روز فاصله ها تمام میشود
او خواهد آمد
برایم دسته گل رز خواهد آورد
میداند که من عاشق رز هستم
روزی به تمام فکرها و حرفها
پایان خواهد داد
برای خوشبخت کردنم خواهد آمد
من با او خوشبختم
دیدگاه ها (۱۶)

روزها با فکر او دیوانه‌ام، شب بیشترهر دو دلتنگ همیم اما من ا...

آمدم سر بزنم شعر بخوانم برومآنقدر دلزده هستم که نمانم برومبه...

راه کج بـــود نشد تا به دیارم برسمفال من خوب نیامد که به یار...

شرط کردی تا بمیرم تا بفهمی عاشقممرگ را هم می پذیرم تا بفهمی ...

عاشقانه های شبنم

`` قشنگ ترین اشتباه ``chapter : ²part : ²« y.n »صبح با نور ط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط