{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزها با فکر او دیوانه‌ام، شب بیشتر

روزها با فکر او دیوانه‌ام، شب بیشتر
هر دو دلتنگ همیم اما من اغلب بیشتر

باد می‌گوید که او آشفته گیسو دیدنی‌ست
شانه می‌گوید که با موی مرتب بیشتر

پشت لحن سرد خود خورشید پنهان کرده‌است
عمق هذیان می‌شود با سوزش تب بیشتر

حرف‌هایش از نوازش‌های او شیرین‌تر است
از هر انگشتش هنر می‌ریزد از لب، بیشتر

یک اتاق و لقمه‌ای نان و حضور سبز او...
من چه می‌خواهم مگر از این مکعب بیشتر؟
دیدگاه ها (۱۳)

آمدم سر بزنم شعر بخوانم برومآنقدر دلزده هستم که نمانم برومبه...

تو را من چشم در راهم که باز آیی درون دلکجا رفتی کجا رفتیچرا ...

یک نفر هست صمیمانه تو را می خواهدمثل یک عاشق دیوانه تو را م...

راه کج بـــود نشد تا به دیارم برسمفال من خوب نیامد که به یار...

## «رایحه حقیقت» — پارت ۵سکوتِ اتاق، بعد از آن بوسه، دیگر شب...

سلام سیسی های گل پارت اوردم پارت ماهالبته پارت اخره و قراره ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط