{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تویی بهانه ام اما بهانه ای که ندارم

تویی بهانه ام اما بهانه ای که ندارم
گذاشته ام سرخود رابه شانه ای که ندارم
تمام عمر کشاندی مرابسوی نگاهت
تمام عمربسوی نشانه ای که ندارم
چگونه حرف دلم را به چشم هات بگویم
قصید ه
ای که نگفتم ترانه ای که ندارم
مرارها بگذار دراین قفس بنشینم
که دل خوشم به همین اب و دانه ای که ندارم
دیدگاه ها (۴)

در مدح تو لال می شود هر "غالی"تو مثل خدا محول الاحوالیدر روز...

مادری خورد زمین و همه جا ریخت بهمهمه ی زندگی ِ شیر خدا ریخت ...

.

.

تویی بهانه ام اما بهانه ای که ندارمگذاشتم سرخود رابه شانه ای...

مولای غریبمتویی بهانه ام اما بهانه ای که ندارمگذاشتم سر خود ...

مولای غریبمتویی بهانه ام اما بهانه ای که ندارمگذاشتم سر خود ...

تویی بهانه ام اما بهانه ای که ندارم گذاشتم سر خود را به شانه...

تنها ؛ تویی تو که می تپی به نبض این رهاییتو فارق از وفور سای...

تنها ؛ تویی تو که می تپی به نبض این رهاییتو فارق از وفور سای...

اسب نفس بریده را طاقت تازیانه نیست مرغ قفس پریده را حاجت آب ...

تمام دل خوشی‌ام شور عاشقانه توستدو چشم منتظرم تا همیشه خانه ...

تمام دل خوشی‌ام شور عاشقانه توستدو چشم منتظرم تا همیشه خانه ...

تمام دل خوشی‌ام شور عاشقانه توستدو چشم منتظرم تا همیشه خانه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط