{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق دردناک

عشق دردناک
p¹⁴

جونگکوک اومد بالا که منو و یونا رو تو اون وضعیت دید خندید

+قیافت عالیه هرزه ی زشت(خنده)

_آییی ولم کنن توروخدا(گریه)

&هوممم گریه کن آره(خنده)

موهام رو ول کرد که سریع رفت پیش جونگکوک و بغلش کرد

&بریم ددی این هرزه رو تماشا نکنیم

+هومم آره بیبی

اونا رفتن که شروع کردم به گریه کردن


"ویو شب"

رفتم پایین که دیدم کوک و یونا با خوشحالی دارن سمت اجوما میان

+اجومااا یه غذای خوب درست کن خیلی خوشحالم همرو دعوت کنیم که یونا حاملس

حاملس،حاملس،حاملس

این کلمه تویه ذهنم هی پخش میشد من که میدونستم از کوک نیست پوزخندی زدم

+هی چرا توعه هرزه خندیدی

_هیچی(عادی)

&هویی هرزه به من خندیدی

_ناح کی من؟(مسخره)

+هرزه

سمتم اومد و بهم یه سیلی زد

+خفه شوووو هرزهههه زبونت دراز شدهههه

&(پوزخند)

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱)

عشق دردناکp¹⁵"ویو صبح"دیشب کلی با خودم حرف زدم آره...باید از...

عشق دردناکp¹³"ویو ا.ت"ویو صبح"از خواب بزور بلند شدمباورم نمی...

"کاور اول:عررر اینو خیلییی دوست دارم یوقت اصکی نری هااا بری ...

عشق دردناکp⁶_چون من به جونگکوک علاقه دارم؟چی...اون تورو هر ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط