پارت

پارت ۶
ویو جونگین :
واقعا نمی‌دونم چجوری باید توی این چند هفته این دختر و تحمل کنم اصن ولش یه جوری ای ۳ هفته رو می‌گذرونم دیدم صدایی ازش در نمیاد نگاش کردم متوجه اشک توی چشماش شدم خیلی کیوت و مظلوم بود ولی گاهی اوقات واقعا زبون دراز میشه بهش گفتم
جونگین: ا.ت چمدونت و بده بذارم تو صندوق عقب خودتم سوار شو زودتر بریم که خیلی خوابم میاد(ذهن جونگین وای الان من باهاش خوب حرف زدم؟ فادفاخ من چم شده)
ا.ت: به یه شرط میام
جونگین: حیف که حوصله بحث کردن ندارم حالا چه شرطی؟
ا.ت: اینکه منو اذیت نکنی🥺
جونگین: لوس بازی در نیار اعصابم و خورد نکنی اذیتت نمیکنم حالا هم سوار شو ساعت ۲:۲۵ خیلی خوابم میاد
ویو ا.ت :
یه جوری میگه اعصابمو خورد نکن که انگار من ۲۴ ساعته دارم رو مخش رژه میرم پسره گند دماغ،باشه‌ای گفتم و سوار ماشین شدم تو طول مسیر خیلی خوابم میومد سرمو به شیشه ماشین تکیه دادم و...
با کمک army508bts@
دیدگاه ها (۸)

پارت ۷ ویو جونگین : وقتی رسیدیم عمارت خواستم به ا.ت بگم پی...

پارت ۸ جونگین: باشه فیلم ترسناک می‌ذارم ا.ت: من کلا خیلی ترس...

پارت ۵ (پرش زمانی بعد از رفتن هیون جونگ و جونگین) مین هو: ا....

پارت ۴ پسره عوضی به من میگه هرزه دلم می‌خواد برم بزنمش(آخه ج...

اولین مافیایی که منو بازی داد. پارت۴۴

تکپارتی اسمات از تهیونگ و جونگکوک و ا،ت ا،ت ویوسلام من ا،تم ...

پارت ۱ا،ت ویوا،ت: چشم رئیس ببخشیدیونگی : دفعه ی بعدی بیشتر د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط