پارت

پارت ۴
پسره عوضی به من میگه هرزه دلم می‌خواد برم بزنمش(آخه جوجه تو که زورت نمی‌رسه چیچی زر زر می‌کنی😂)ولی حیف که بابام گفت با ای غول بیابونی جر و بحث نکنم بابام و عمو و جونگین بعد از سلام و احوالپرسی رفتن نشستن منم روبه‌روی جونگین روی کاناپه نشستم اینا هم همش راجع به کار و تجارتشون حرف میزنن دیگه کلافه شده بودم که پدرم بحث و عوض کرد و کشوند سمت ازدواج منو جونگین
مین هو: خب جونگین و ا.ت خودتون خوب می‌دونین که امشب برای چی دور هم جمع شدیم برای این...(جونگین حرفشو قطع کرد)
جونگین: عمو همتون خوب می‌دونین که من اصلا قصد ازدواج ندارم برای همین از همون اول میگم این قضیه کلا منتفیه
هیون جونگ: پسره‌ی کله شق ما تو خونه درباره این موضوع صحبت کردیم پس ببند دهنتو
جونگین: باشه ولی بدونین من با این ازدواج زوری مخالفم
وااااییی دیگه واقعا این پسر داشت می‌رفت و مخم که داد زدم و گفتم
ا.ت: بسه دیگه جونگین فکر کردی من خوشم میاد با کسی ازدواج کنم که هیچ علاقه‌ای بهم نداره؟ منم فقط به خاطر باباهامون دارم به این ازدواج کوفتی تن میدم😡(همش الکیه بچه تو ک.و.ن.ش عروسیه😂🤣)
مین هو: خیلی خب حالا عین سگ و گربه به هم نپرین من مطمئنم وقتی که با هم ازدواج بکنین یه جوری عاشق هم میشین که خودتونم نفهمین کی و کجا و چه جوری عاشق همدیگه شدین🤭
هیون جونگ: و برای اینکه رابطه‌تون با هم خوب بشه منو مین هو می‌خوایم چند هفته بریم سفر کاری و شما باید تو این چند هفته کنار هم بمونین
ا.ت و جونگین همزمان با هم: نههههههههه مین هو: حرف نباشه ما امشب ساعت ۲ شب بلیت داریم جونگین دخترم و به تو سپردما مراقبش باش
ا.ت: هه(پوزخند)به چه کسی هم سپردین
با کمک army508bts@
اسلاید دوم خونه پدر جونگین
اسلاید سوم خونه پدر ا.ت
دیدگاه ها (۱۰)

پارت ۵ (پرش زمانی بعد از رفتن هیون جونگ و جونگین) مین هو: ا....

پارت ۶ ویو جونگین : واقعا نمی‌دونم چجوری باید توی این چند هف...

پارت ۳ ویو جونگین : وقتی پدرم موضوع ازدواج منو ا.ت رو گفت اع...

پارت ۲ ویو ا.ت : وقتی که آجوما گفت عموم اینا قراره بیان خونم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط