پارت
پارت ۸
جونگین: باشه فیلم ترسناک میذارم
ا.ت: من کلا خیلی ترسوئم برای همین هیچ وقت فیلم ترسناک نمیبینم ولی به خاطر اینکه جونگین مسخرم نکنه باشهای گفتم و داشتیم فیلمو میدیدیم وسطای فیلم صحنه فوق ترسناکش اومد که من یه جیغ فرا بنفش کشیدم و محکم جونگین و بغل کردم و با جیغ و داد گفتم
ا.ت: خاموشش کن من میترسم😣
ویو جونگین :
وسطای فیلم یکدفعه صحنه ترسناکش اومد که ا.ت جیغ کشید و گفت خاموشش کن من میترسم و سفت بهم چسبید فیلم و خاموش کردم و به ا.ت که مثل چی داشت میلرزید خندیدم که محکم زد تو سرم و گفت
ا.ت: هوی ببو گلابی چرا میخندی؟😠🤨
جونگین: هیچی بابا ببخشید پاشو اینا رو جمع کن بریم بخوابیم ساعت ۴:۱۵ صبحه اونوقت ما هنوز بیداریم
ا.ت: اوکی منم واقعا خوابم میاد ولی...
جونگین: ولی چی
؟ ا.ت: هیچی من رفتم بخوابم شب بخیر
جونگین: اوکی شب تو هم بخیر(دقت کردین جونگین داره کم کم به ا.ت نزدیک میشه😌)
ا.ت: راستش میترسیم ولی به جونگین نگفتم رفتم خوابیدم
ویو نویسنده :
خلاصه هر دوتاشون رفتن خوابیدن و همین دیگه فقط خوابیدن😁
(پرش زمانی ساعت ۸:۲۰ صبح)
ویو جونگین:
با صدای زنگ گوشیم از خواب بیدار شدم ولی عجب خوابی بود دیدم
فلیکس(فلیکس یکی از رفیقای صمیمی جونگیه)
مکالمه بین فلیکس و جونگین
فلیکس: سلام خره چطور مطوری؟
جونگین: سلام گاو نر من خوبم تو چطوری؟
فلیکس: خوبم زنگ زدم بگم امشب با بچهها میریم بار میای دیگه؟
جونگین: آره میام ولی دختر عموم چند هفته باید پیش من بمونه اونو باز چیکار کنم؟
فلیکس: ا.ت رو میگی دیگه؟ خب همراه خودت بیارش ما هم قراره با دوست دخترامون بیایم
با کمک army508bts@
جونگین: باشه فیلم ترسناک میذارم
ا.ت: من کلا خیلی ترسوئم برای همین هیچ وقت فیلم ترسناک نمیبینم ولی به خاطر اینکه جونگین مسخرم نکنه باشهای گفتم و داشتیم فیلمو میدیدیم وسطای فیلم صحنه فوق ترسناکش اومد که من یه جیغ فرا بنفش کشیدم و محکم جونگین و بغل کردم و با جیغ و داد گفتم
ا.ت: خاموشش کن من میترسم😣
ویو جونگین :
وسطای فیلم یکدفعه صحنه ترسناکش اومد که ا.ت جیغ کشید و گفت خاموشش کن من میترسم و سفت بهم چسبید فیلم و خاموش کردم و به ا.ت که مثل چی داشت میلرزید خندیدم که محکم زد تو سرم و گفت
ا.ت: هوی ببو گلابی چرا میخندی؟😠🤨
جونگین: هیچی بابا ببخشید پاشو اینا رو جمع کن بریم بخوابیم ساعت ۴:۱۵ صبحه اونوقت ما هنوز بیداریم
ا.ت: اوکی منم واقعا خوابم میاد ولی...
جونگین: ولی چی
؟ ا.ت: هیچی من رفتم بخوابم شب بخیر
جونگین: اوکی شب تو هم بخیر(دقت کردین جونگین داره کم کم به ا.ت نزدیک میشه😌)
ا.ت: راستش میترسیم ولی به جونگین نگفتم رفتم خوابیدم
ویو نویسنده :
خلاصه هر دوتاشون رفتن خوابیدن و همین دیگه فقط خوابیدن😁
(پرش زمانی ساعت ۸:۲۰ صبح)
ویو جونگین:
با صدای زنگ گوشیم از خواب بیدار شدم ولی عجب خوابی بود دیدم
فلیکس(فلیکس یکی از رفیقای صمیمی جونگیه)
مکالمه بین فلیکس و جونگین
فلیکس: سلام خره چطور مطوری؟
جونگین: سلام گاو نر من خوبم تو چطوری؟
فلیکس: خوبم زنگ زدم بگم امشب با بچهها میریم بار میای دیگه؟
جونگین: آره میام ولی دختر عموم چند هفته باید پیش من بمونه اونو باز چیکار کنم؟
فلیکس: ا.ت رو میگی دیگه؟ خب همراه خودت بیارش ما هم قراره با دوست دخترامون بیایم
با کمک army508bts@
- ۳.۹k
- ۱۳ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط