💭PART: 4
💭PART: 4
💭NAME: My little girl
خاستم برم که یهو یادم اومد گوشیمو نبردم برگشتم گوشیمو بردارم که زنگ خورد داداشم بود نوشته بود.
جونگ سوک: سلام آبجی گلم حالت چطوره؟
ات: سلام داداشی حال تو چطوره؟
جونگ سوک: عالییی تو نگفتی
ات: منم خوبم:)) چیشده اینقد خوشحالی؟؟
جونگ سوک: با یه دختره ای آشنا شدم
ات: خوبه حالا من نیستم از تنهایی در میایی🙂✨
جونگ سوک: اره🙂😂
ات: حالا چجور دختریه؟ گودگرل یا بدگرل؟
جونگ سوک: نمیدونم حالا امشب میفهمم امشب تو باز قرار داریم گفتم از قبل بهت خبر عمه شدنو بدم😈😂
ات: عووو مبارکهه فقط دختره گناه داره برا اولین بار اروم باش😂
جونگ سوک: این به گود یا بدگرل بودنش بستگی داره🤷🏻♀️
ات: ارزو سلامتی میکنم برا دختره😂
جونگ سوک: منم😂فعلا کار نداری ابجی جون
ات: ن داداشی خدافظ و قطع کرد
ات ویو:
بدبخت دختره😂
رفتم بیرون از خونه و رفتم تو خونه ای که خریده بودم وسایلو گذاشتم تو خونه و پولو ریختم به حساب املاکی و رفتم خونه بهش پیام دادم که ریختم اونم گف ممنون
وسایلمو جا دادم و اینم بگم که خونرو با وسیله خریدم و وسایلی که تو اون خوندم مشترکمون با جونگ هو بود ونیاوردم...
هوففف بلاخره لباسا تموم شد و رو تخت خابیدم و رفتم پیوی جونگ هو گفتم دیشب خودم همه چیو فهمیدم که با مونا چیکار کردین دیگه ام به این فک نکن که من برگردم😒
و بعد از همه جا بلاکش کردم اینقد گریه مردم که خواب رفتم 30 مین بعد از خواب پاشدم اصن اشتها نداشتم گوشیمو کوک کردم برا فردا و خابیدم
فردا از خاب پاشدم یونی فرمم رو پوشیدم و رفتم مدرسه وارد مدرسه که شدم دوستام اومدن پیشم دو مین بعد مونا ام اومد سلام کردیم بعد خاست بیاد همراه منو دوستام مت جلوتر رفتم و بهش محل ندادم رفتیم سر کلاس که اصلا نمیتونستم رو درس تمرکز کنم که یهو.....
شرطا: 9 لایک 8 کامنت::.
💭NAME: My little girl
خاستم برم که یهو یادم اومد گوشیمو نبردم برگشتم گوشیمو بردارم که زنگ خورد داداشم بود نوشته بود.
جونگ سوک: سلام آبجی گلم حالت چطوره؟
ات: سلام داداشی حال تو چطوره؟
جونگ سوک: عالییی تو نگفتی
ات: منم خوبم:)) چیشده اینقد خوشحالی؟؟
جونگ سوک: با یه دختره ای آشنا شدم
ات: خوبه حالا من نیستم از تنهایی در میایی🙂✨
جونگ سوک: اره🙂😂
ات: حالا چجور دختریه؟ گودگرل یا بدگرل؟
جونگ سوک: نمیدونم حالا امشب میفهمم امشب تو باز قرار داریم گفتم از قبل بهت خبر عمه شدنو بدم😈😂
ات: عووو مبارکهه فقط دختره گناه داره برا اولین بار اروم باش😂
جونگ سوک: این به گود یا بدگرل بودنش بستگی داره🤷🏻♀️
ات: ارزو سلامتی میکنم برا دختره😂
جونگ سوک: منم😂فعلا کار نداری ابجی جون
ات: ن داداشی خدافظ و قطع کرد
ات ویو:
بدبخت دختره😂
رفتم بیرون از خونه و رفتم تو خونه ای که خریده بودم وسایلو گذاشتم تو خونه و پولو ریختم به حساب املاکی و رفتم خونه بهش پیام دادم که ریختم اونم گف ممنون
وسایلمو جا دادم و اینم بگم که خونرو با وسیله خریدم و وسایلی که تو اون خوندم مشترکمون با جونگ هو بود ونیاوردم...
هوففف بلاخره لباسا تموم شد و رو تخت خابیدم و رفتم پیوی جونگ هو گفتم دیشب خودم همه چیو فهمیدم که با مونا چیکار کردین دیگه ام به این فک نکن که من برگردم😒
و بعد از همه جا بلاکش کردم اینقد گریه مردم که خواب رفتم 30 مین بعد از خواب پاشدم اصن اشتها نداشتم گوشیمو کوک کردم برا فردا و خابیدم
فردا از خاب پاشدم یونی فرمم رو پوشیدم و رفتم مدرسه وارد مدرسه که شدم دوستام اومدن پیشم دو مین بعد مونا ام اومد سلام کردیم بعد خاست بیاد همراه منو دوستام مت جلوتر رفتم و بهش محل ندادم رفتیم سر کلاس که اصلا نمیتونستم رو درس تمرکز کنم که یهو.....
شرطا: 9 لایک 8 کامنت::.
- ۵.۹k
- ۲۶ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط