{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

-مثل اشیایی که در گوشه

-مثل اشیایی که در گوشه
انبار تاریک افتاده اند
نمی توانم از خواب بلند شوم
کجایید ای دلایلی که
مر از خواب بیدار می کردید

چرا باز نمی شوی
ای دری که ناگهان باز می شدی
چرا برصورت من نمی تابی
ای نوری که ناگهان می تابیدی!؟
کجایید ای صداهای پاها!؟
نمی توانم از خواب بلند شوم...

#رسول_یونان
#deep_feeling
دیدگاه ها (۱)

آنچه میخواهیم نیستیم و آنچه هستیم نمیخواهیم ٬ آنچه دوست دار...

برای خندیدن منتظر خوشبختی نباش ، شاید خوشبختی منتظر خندیدن ت...

-غم آستین هایش را بالا زدهو حیرت زده به تن اندوهگین زندگی در...

-شهری ست ساکت،شهری ست تاریک.شهری که ستاره هایشچون تیر چراغ ب...

Part 8

#تاج_و_طوفانپارت ۳۴: دری که دیر باز شدباد سرد بندر بین کانتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط