وقتی به خانه رسیدند، سوآ حتی حوصله تعارف یا حرف زدن نداشت
وقتی به خانه رسیدند، سوآ حتی حوصله تعارف یا حرف زدن نداشت. کفشهایش را سریع درآورد، بدون اینکه چیزی بگوید مستقیم به اتاقش رفت. لباسش را عوض کرد، روی تخت افتاد و قبل از اینکه حتی فکرهایش را جمع کند، از شدت خستگی به خواب رفت.
- ۲۰.۰k
- ۱۹ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط