هایون احساس عجیبی بهش دست داده بود و کمی سردرد داشت

𝚃𝚗𝚊𝚗𝚕𝚖𝚘𝚚𝚞𝚒𝚕𝚒𝚌𝚊𝚝𝚒𝚘𝚗➖⃟🌟
𝙰𝚞𝚝𝚑𝚘𝚛 : 𝙹𝚒𝚢𝚘𝚘𝚗☻
𝙹𝙺 𝚊𝚗𝚍 𝙷𝙰𝚈𝙾𝙾𝙽
𝚙𝚊𝚛𝚝¹⁰

هایون احساس عجیبی بهش دست داده بود و کمی سردرد داشت ...
بچه ها به روی خودشون نیاوردن که نام بیست و هفتمین ملکه سرزمینشان با نام هایون یکیست ...

_________________________________________________________

هایون :بچه ها من دیگه میرم ...

جیمین : من و جانگ می مقر کار داریم باید بریم اونجا ...

تهیونگ :من هم باید رو این دفترچه کار کنم ...

جونگکوک که ديد حال هایون خیلی بده گفت : کیم هایون من میرسونمت !

هایون نمیتونست با این حالش کله شق بازی در بیاره بنابراین بدون ثانیه ای تعارف قبول کرد ...

..........................................................................................

بعد از چند دقیقه سکوت ، هایون به جونگکوک گفت :هميشه وقتی از تناسخ حرف میزدی مسخرت می کردم اما حالا‌ واقعا احساس عجیبی دارم ...حس میکنم همه این حرف هایی که ملکه زد رو من درک کردم !

جونگ‌کوک :انسان رو میشه به گياه تشبيه كرد. اون مثل گياه رشد میکنه و شكوفا میشه و در پايان میمیره، اما نه به‌طور كامل. گياه رشد میکنه، میشکفه و میمیره، اما بعد از خودش دانه‌ها و بذرهاش به‌جا میمونه و گياه تازه ای رو به‌وجود میاره...
انسان موقع مرگ کارهای خودش را به جا میذاره!
اعمال نیک و بد زندگي خودش رو... جسم ممكنه بمیره و تجزيه شه، اما تأثير اعمال فرد نمیمیره!
پس انسان بايد یک بار دیگه زنده شه تا ثمره اعمال خود رو بچشه !

هایون گفت : میشه بریم از قصر امپراطور های گوریو بازدید کنیم ؟ با کارت تو اجازه ورود میدن بهمون !

جونگکوک :باشه ...
دیدگاه ها (۰)

𝚃𝚗𝚊𝚗𝚕𝚖𝚘𝚚𝚞𝚒𝚕𝚒𝚌𝚊𝚝𝚒𝚘𝚗➖⃟🌟𝙰𝚞𝚝𝚑𝚘𝚛 : 𝙹𝚒𝚢𝚘𝚘𝚗☻𝙹𝙺 𝚊𝚗𝚍 𝙷𝙰𝚈𝙾𝙾𝙽𝚙𝚊𝚛𝚝¹¹هایو...

وقتی پسر کوچولوش سرطان خون داشت و ...⛅️🤍نویسنده : جیون🌱چتر ب...

𝚃𝚗𝚊𝚗𝚕𝚖𝚘𝚚𝚞𝚒𝚕𝚒𝚌𝚊𝚝𝚒𝚘𝚗➖⃟🌟𝙰𝚞𝚝𝚑𝚘𝚛 : 𝙹𝚒𝚢𝚘𝚘𝚗☻𝙹𝙺 𝚊𝚗𝚍 𝙷𝙰𝚈𝙾𝙾𝙽𝚙𝚊𝚛𝚝⁹ادامه...

𝚃𝚗𝚊𝚗𝚕𝚖𝚘𝚚𝚞𝚒𝚕𝚒𝚌𝚊𝚝𝚒𝚘𝚗➖⃟🌟𝙰𝚞𝚝𝚑𝚘𝚛 : 𝙹𝚒𝚢𝚘𝚘𝚗☻𝙹𝙺 𝚊𝚗𝚍 𝙷𝙰𝚈𝙾𝙾𝙽𝚙𝚊𝚛𝚝⁸جیمین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط